هاى تنبيه به آن متصل شود ، رها كردهاند ، زيرا كه آن را به اين صورت مىنويسند :
( هؤلاء ) « 1 » الف در اوّل كلمه كه نشانگر همزهء آشكار اوّل كلمه است ، حذف شده چون تلفظ اين كلمه در حال اتصال به ( ها ) همواره با تخفيف خواهد بود . و ملاحظه مىشود كه علامت فتحه بلند ( ها ) هر كجا باشد حذف مىشود و ها با كلمه بعدى آن در حكم يك كلمه مىشود . البته ممكن بود كه ( هؤلاء ) را به شكل ( هأولاء ) بنويسند ، همان گونه كه كلمه ( يأوخى ) را چنين نوشتهاند ، ولى كاتبان در اين كلمه از محافظت صورت تلفظ قديم در كنار صورت تلفظ جديد ، تجاوز كرده و به نشان دادن تلفظ فعلى كلمه اكتفا نمودهاند .
به نظر مىرسد كه تفاصيل بيشترى كه مربوط به اين موضوع مىشود ، از بين رفته و مورخان عرب از آن سخن نگفتهاند و يا سخن آنها به دست ما نرسيده است ، زيرا ظاهر اين است كه كاتبان در اين دورههاى متقدم كمتر به قواعد تمسّك مىكردند و قلمهاى آنها از تلفظ كلمات پيروى مىكرد و آنها به حفظ صورتهاى هجايى كلمات در حال ابتدا و وقف علاقه داشتند ، ولى گاهى آنها خود را از صورتهاى شناخته شده هجاى بعضى از كلمات رها مىسازند و مطابق با تلفّظ فعلى كلمه مىنويسند . مثلا كلمه ( أكبر ) با يك الف در اوّل آن نوشته مىشود ، خواه به روش كسى باشد كه همزه را آشكار مىكند و يا به روش كسى باشد كه آن را تخفيف مىدهد ، با توجه به اينكه قاعده در كتابت كلمه ، توجه كردن به ابتدا و وقف است ولى هنگامى كه اين كلمه در سياقى مانند ( اللّه اكبر ) قرار بگيرد ، همزه در لهجه اهل تخفيف حكم همزه ميانى مفتوح پس از ضمه را پيدا مىكند و مانند كلمهء ( يؤيد ) تخفيف داده مىشود . و از اين رو احتمال دارد كه چنين نوشته شود : ( اللّه أوكبر ) و شايد هم كاتبان علامت تلفظ قديمى را كه همان الف است ، حذف كنند و علامت تلفظ جديد را اثبات نمايند و بنويسند : ( اللّه و كبر ) . شايد اين شكل غريب به نظر برسد ولى در يك سنگ نوشتهاى كه مربوط به سال 64 هجرى است چنين آمده و جاى هيچ گونه شك و ترديدى هم ندارد . در اين سنگ نوشته كه به عنوان يادبود شخصى ب نام « ثابت بن يزيد اشعرى » بر . روى صخرهاى نوشته شده ، اين عبارت آمده است : ( اللّه اكبر كبيرا ) و كلمه اكبر چنين نوشته
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : المقنع و نيز المحكم از همو ، ص 156 .