خواه در رسم متصل شود يا نشود .
بعضى از دانشمندان پيشين روايت كردهاند كه اثبات علامت تلفظ جديد در كنار علامت تلفظ قديم ، روشى است كه بعضى از كاتبان همواره آن را رعايت مىكنند . ابن ولّاد با بهترين وجهى اين مطلب را تصوير كرده آنجا كه مىگويد : اگر اسم مهموز باشد ، آن را در حالت رفع و نصب و جرّ با الف مىنويسى ، به اين صورت : ( هذا الخطأ ، رأيت الخطأ و عجبت من الخطأ ) و اگر آن كلمه را اضافه كنى ، بهتر اين است كه همزه را در حال رفع به صورت واو و در حال جرّ به صورت ياء و در حال نصب به صورت الف بنويسى ، به اين صورت : ( هذا خطؤك و نبؤك و عجبت من خطئك و نبئك ) بعضى از عربها همزه را به همان حالتى كه پيش از اضافه بود ، در رفع و نصب و جرّ به صورت الف مىنويسند : ( هذا خطأك و رأيت خطأك و عجبت من خطأك ) ولى حالت اوّل بهتر و بيشتر است . و بعضى از آنها آن را در حالت رفع با الف و واو و در حالت جر با الف و ياء مىنويسند : ( هذا خطأوك و عجبت من خطأيك ) و اين ضعيفترين وجوه است . « 1 »
با قطع نظر از اينكه ابن ولّاد كدام وجه را خوب يا ضعيف مىداند ، اين متن حقايق مهمى را دربارهء همزه پايانى كه به علت وصل ، حكم همزه ميانى را پيدا كرده ، به دست مىدهد . بعضى از كاتبان صورت قديمى را در نظر مىگيرند و همزه را به شكل الف مىنويسند و به تلفظ توجه نمىكنند و بعضى از آنها چگونگى تلفظ را در نظر مىگيرند و گاهى آن را به شكل واو و گاهى به شكل ياء و گاهى هم به شكل الف مىنويسند و اين بستگى به ميزان تخفيف همزه در كلام متصل دارد .
روش كاتبان را در كتابت همزهء پايانى كه به علت وصل كلام يا اتصال به ضماير ، تبديل به همزهء ميانى مىشود ، تنها ابن ولّاد روايت نكرده است ، زجاجى هم از اين معنا سخن گفته كه همزه پايانى را كه حرف پيش از آن مفتوح است هميشه به صورت الف مىنويسند و اگر متصل به ضمير باشد و ضمه داشته باشد مانند اين مثالها : ( هو يقرؤه و يكلؤه ) به شكل واو مىنويسند . او مىگويد : « 2 » « كسى كه آن را به شكل واوى بنويسد كه پيش از آن الفى قرار
هامش
( 1 ) ابن ولّاد ( احمد بن محمد بن وليد ) : المقصور و الممدود ، ليدن 1900 ، ص 2 .
( 2 ) الجمل ، ص 278 .