تخفيف آن را تغيير مىدهد و اين موضوع در رسم آن اثر مىگذارد ، به خاطر همين جهات است كه مشكلات كتابت همزه ، متمركز در همزهء آغازين و پايانى كلمه است و همزهء ميانى چنين مشكلاتى را ندارد . البته گاهى همزه آغازين به علت اتصال به بعضى از حروف زايد ، تبديل به همزهء ميانى مىشود و نيز همزهء پايانى نيز به علت اتصال به ضماير ، تبديل به همزه ميانى مىشود و گاهى هر دو همزهء آغازين و پايانى به علت تلفظ پيوستهء كلام حكم همزهء ميانى را پيدا مىكنند . شك نيست كه وسطى بودن عارضى همزه گاهى در رسم كلمه اثر مىگذارد و گاهى هم رسم كلمه تغيير مىيابد ، بدان جهت كه تلفظ همزهء آغازين از تحقيق به تخفيف تغيير پيدا مىكند و يا بدان جهت كه روش تخفيف در همزهء پايانى تغيير مىيابد .
مثالهاى بسيارى داريم كه همهء اين موارد را روشن مىسازد . مثلا اتصال حروف مضارع به اوّل فعل مهموزى كه عين الفعل آن مشدّد است ، مانند : ( اكّد ، أيّد ) موقعيت همزه و چگونگى تلفظ آن را تغيير مىدهد و همزه آغازين تبديل به همزهء ميانى مىگردد و به همين جهت با تخفيف خوانده مىشود و اثر اين ميانى بودن همزهء در هجا كلمه ظهور مىيابد و مضارع را چنين مىنويسيم : ( يؤكّد ، يؤيّد ) و نيز اتصال همزهء پايانى به يك ضمير ، باعث تخفيف آن مىشود و به پيروى از آن رسم همزه تغيير پيدا مىكند . مثلا كلمه ( اولياء ) در حال انفصال از ضمير ، هر حركتى داشته باشد با الف نوشته مىشود ، ولى اتصال آن به ضمير چگونگى تخفيف همزه را تغيير مىدهد و رسم آن نيز تغيير مىيابد و در حال مكسور بودن ، با ياء ( اوليائهم ) و در حال مضموم بودن با واو ( اولياؤهم ) نوشته مىشود .
كلماتى هم وجود دارد كه غالبا به سوى كلمات ديگرى اضافه مىشوند و اين باعث شده كه ابتداى كلمه دوم حكم متصل پيدا كند و اگر اين حرف همزه باشد ، باعث تخفيف آن مىگردد . مثلا كلمه ( إذ ) در مصحف در چندين مورد به سوى كلمههاى ( يوم ) و ( حين ) اضافه شده و دو كلمه شكل يك كلمه را پيدا كردهاند و همزهء ( إذ ) حكم وسطى را يافته و براى همين ، مانند همزهء وسطى مكسور كه پس از حرف مفتوح قرار بگيرد ، تخفيف داده مىشود ، و به صورت ياى ضعيف در مىآيد . كاتبان اين دو كلمه را چنين رسم كردهاند :
( يومئذ ، حينئذ ) « 1 » و مانند آنهاست : ( لئلّا ، لئن ) .
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن درستويه ، ص 32 و مهدوى ، ص 90 و دانى : المقنع ، ص 53 .