صورتهاى هجايى قديم را حفظ مىكند و هم پديدههاى نوظهور را نشان مىدهد ، و اين فهم صحيح آنها را دشوارتر مىسازد . گاهى رسم كلمه مختلف مىشود و اين به جهت پيروى از اساسى است كه كتابت بر آن استوار است كه گاهى بر اساس وصل آن كلمه به كلمهء ديگر و گاهى بر اساس وقف بر آن كلمه عمل مىشود . اثر اين عوامل ، در روش رسم همزه در بعضى از كلمات ظاهر شده است و مىبينيم كه اين كلمات مغاير با اصول و قواعدى كه پيش از اين گفتيم ، رسم شده است . مثالهايى كه در رسم عثمانى آمده مواد بسيارى در اختيار پژوهشگرانى قرار مىدهد كه تاريخ كتابت عربى را به طور كلى بررسى مىكنند و يا بخصوص درباره روشهاى اساسى كتابت بحث دارند . به اضافه اينكه اين مثالها ، به پژوهشگرى كه در تاريخ لغت كار مىكند ، يارى مىدهد كه بعضى از خصوصيات تلفظ در گذشتههاى دور را تصور كند .
1 . رسم كلمات مهموز ، بر اساس وصل
به نظر مىرسد كه توجه نكردن كاتبان به اينكه اصل در كتابت كلمه ابتدا و وقف است ، اثر زيادى در رسم عثمانى داشته است . تأثير آن را در علامتهاى حركات بلند بيان كرديم .
اين تأثير در رسم همزه نيز با شدت بيشترى نمايان است . با اينكه بيشتر موارد رسم بر اساس وقف بر كلمه است ، در عين حال دانشمندان رسم اثر وصل را از لابلاى مثالهايى كه در رسم عثمانى آمده مورد توجه قرار داده و گفتهاند : « هر دو روش در رسم استعمال شده و اين دلالت بر جواز هر دو دارد » و يا « در كتابت ، بيشتر تلفظ و وصل را در نظر گرفتهاند نه وصل و قطع را » « 1 » اين توجه و ملاحظه درست است و در تفسير بسيارى از مواردى كه همزه بر خلاف قواعد عمومى رسم شده ، مفيد خواهد بود .
از آنجا كه اوّل و آخر كلمه بيشتر در معرض اثر پذيرى از حروف كلمات سابق و لا حق است ، و از آنجا كه همزه در اوّل كلمه فقط به حالت محقق و به صورت الف نوشته مىشود و اتصال آن گاهى به تسهيل همزه منجر مىشود ، و از آنجا كه رسم علامت جايگزين همزه به هنگام تخفيف آن بر اساس وقف و سكون است و اتصال آن به كلمه بعدى حكم
هامش
( 1 ) بنگريد به : فصل مقدماتى .