صورت متحد در رسم ناپسند است . در اينكه الف رسم شده كدام يك از دو الف است ، آيا الف كلمه است و يا الف عوض تنوين است ، اختلاف شده و علماى رسم عقيده دارند كه الف رسم شده همان الف پيش از همزه باشد اولى است ، چون اين الف هم در وصل و هم در وقف وجود دارد و بنابراين لازم مىباشد . « 1 »
اگر حرف پيش از همزه متحرك باشد و بعد از آن هم يك الف قرار گيرد ، خواه الف نصب باشد يا الف تثنيه ، مانند : ( خطأ ، متكأ ، ملجأ ) و مانند : ( ان تبوء لقومكما ) ( 10 / 87 ) و شبيه آنها ، در اين حالت باز با يك الف نوشته مىشود و الف ديگر محذوف مىگردد و الفى كه نوشته شده ، همان الف عوض از تنوين و الف تثنيه است ، و دانى روايت كرده كه بعضى از نحويها گفتهاند : علت اينكه دو الف در خط جمع نمىشود ، اين است كه اين دو در تلفظ جمع نمىشود ، « 2 » چون تلفظ كلمهاى كه تنوين دارد و همزه آن تسهيل داده شده ، به كوتاه كردن فتحهء بلندى كه جايگزين همزه است ، منجر مىشود ، چون اين فتحه در يك مقطع كشيده شده قرار دارد كه با يك حرف صامت بسته شده است و در حال وقف الف عوض از تنوين اثبات مىگردد و به طوريكه بعضى از نحويها گفتهاند ، در حقيقت آن تنها يك الف است .
آنچه در آغاز بحث از رسم علامت جايگزين همزهء تخفيف داده شده در آخر كلمه ، گفتيم و اشاره كرديم به اينكه رسم اين همزه مبتنى بر وقف بر سكون در آخر كلمه است و اين سخن قاعده مشهور را تأييد مىكند كه كتابت كلمه بر اساس تلفظ آن در حال ابتدا و وقف ، مبتنى است ، اين مطلب كليّت ندارد زيرا كه كاتبان مصحف در موارد متعددى رسم كلماتى را بر اساس تلفظ آنها در يك كلام متصل انجام دادهاند و اين سبب شده كه همزهء آخر كلمه در حال تخفيف ، حكم همزهء وسط كلمه را پيدا كند و اين همان چيزى است كه اثر آن در رسم همزه در بعضى از موارد آشكار شده است .
از جمله اين موارد حالتى است كه همزه پايانى ، پس از الف قرار گيرد و خود آن مضموم يا مكسور باشد مانند : ( نشؤا ، الضعفؤا ، العلمؤا ، تلقاىء ، ءاناىء ، بلقائى ، دعائى ) در
هامش
( 1 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 109 و دانى : المقنع ، ص 26 .
( 2 ) دانى : القنع ، ص 26 و بنگريد به مهدوى ، ص 109 .