اين موارد همزه تخفيف داده شده همان گونه كه در ( آباؤكم ، قائم ) تخفيف داده شده است .
مثال حالتى كه همزه بعد از فتحه قرار گرفته و خود آن مضموم است : ( يبدؤا ، اتوكّوا ، يعبؤا ، الملؤا ، نبؤا ) و مثال حالتى كه همزه پس از فتحه قرار گرفته و خود آن مكسور است :
( نبأى ) .
اين مثالها كه در آينده به تفصيل دربارهء آنها صحبت خواهيم كرد ، دلالت دارند بر اينكه كاتبان مصحف در كتابت كلمات گاهى بر اساس وقف آخر كلمه بر سكون و گاهى بر اساس وصل آن به كلمه بعدى ، عمل كردهاند .
سوم : عواملى كه در كلمات مهموزه ، موجب تعدد صورتهاى هجايى شدهاند
آنچه گفتيم جهات عمومى رسم همزه در حال تحقيق و رسم جايگزين آن در حال تخفيف در تمام حالات آن بود ، همان گونه كه در رسم عثمانى آمده است . ولى در اينجا عواملى وجود دارد كه باعث شده همزه در بعضى از كلمات به صورتى غير از آنچه كه در تمام كلمات آمده ، نوشته شود . ابن الجزرى مىگويد : چه بسا مواردى بنا به علتى از قاعده بيرون شده است . « 1 » ما در اينجا سعى مىكنيم اين عوامل را كه موجب پيدايش نمونههاى خارج قاعده شده است ، بيان كنيم و آنها را از لابلاى همين نمونهها به دست خواهيم آورد .
شايد در تبيين اين عوامل ، فهم اين نمونهها واضحتر گردد و به حقيقت نزديكتر شود .
وقتى همزه به عنوان يك حرف داراى چنين پيچيدگى و تباين در حالات اثبات و يا ترك آن در كلام است ، رسم همزه پيچيدگى بيشترى نسبت به تلفظ آن دارد ، چون كتابت به گونهاى كه بارها گفتهايم ، نمىتواند بسرعت از تطور لغت پيروى كند ، و كتابت خالى از صورتهاى هجايى كلمات مرده نيست و نيز كتابت ، پديدههاى جديد لغت را نشان نمىدهد ، مگر اينكه مدت زمانى بگذرد و چه بسا اين صورتها به دست كاتبان مورد استعمال قرار مىگيرد و گاهى اصل آنها به فراموشى سپرده مىشود و پژوهشگران نمىتوانند در اين زمينه به چيزى قابل اعتماد دست پيدا كنند ، و گاهى نيز كتابت ، هم
هامش
( 1 ) النشر ، ج 1 ، ص 447 و بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 62 .