سخن گفته است . « 1 » ابن جنى هم همين عقيده را دارد و مىگويد : « 2 » « صلوة و زكات و حيوة را با واو نوشتهاند ، زيرا كه الف به طرف واو مايل شده است » و زمخشرى گفته : ( الربوا ) طبق لهجه تفخيم مانند : الصلاة و الزكاة با واو نوشته شده و الفى هم به آن اضافه كردهاند و آن را به واو جمع تشبيه نمودهاند . « 3 »
ابن قتيبه گفته كه بعضى از اصحاب اعراب گفتهاند : آنها اين كلمات را با واو نوشتهاند تا با لهجههاى عربها مطابق باشد چون آنها در تلفظ اين كلمات اندكى به واو ميل مىكنند ، و گفته شده اين كلمات مطابق با اصل آنها نوشته شده و اصل الف در آنها واو است . « 4 »
مهدوى چنين گفته : « 5 » : « هر كلمهاى كه با واو نوشته شود مانند : الصلاة و نظير آن ، نزد آنها به لهجه تفخيم حمل مىشود ، زيرا وقتى الف تفخيم شد ، در تلفظ به سوى واو ميل مىكند و لذا با واو نوشته شده و شايد اين كلمه را با واو نوشتهاند تا دلالت كند كه اصل آن واو بوده است . » و دانى مىگويد : اين كلمات با واو نوشته شد تا مطابق با اصل آنها باشد و يا به جهت لهجه اهل حجاز است كه در تفخيم الف و ما قبل آن افراط مىكنند . « 6 »
گروهى از دانشمندان معتقدند كه نوشتن الف به شكل واو در اين كلمات به جهت برگردانيدن آنها به اصل خود است تا با دانستن اين كلمه اصل آن هم دانسته شود و با شناخت آنها اصل آنها هم شناخته شود ، به طورى كه ابن مقسم گفته است . « 7 » و جعبرى معتقد است كه علت نوشتن با واو نشان دادن اصل اين كلمات است و سخن كسانى را كه
هامش
( 1 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 404 .
( 2 ) سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 56 و بنگريد به : ابن يعيش ، ج 10 ، ص 127 .
( 3 ) الكشاف ، ج 1 ، ص 244 و صاحب المبانى در مقدمه كتاب خود گفته است ( ص 137 ) : الربوا طبق لهجه كسى كه آن را ( الربو ) تلفظ مىكند نوشته شده و اين لهجه قريش است و از ضمضم بن جوهر نقل كرده كه گفت : « مردى به ابن عباس گفت :
من در حال احرام مارى را كشتهام . ابن عباس گفت : آيا به تو حمله كرد ؟ گفت : نه . گفت : ( لا باس بقتل الافعو و لا ترمى الحدو ) ( توجه كنيم كه دو كلمه افعى وحد را با واو تلفظ كرده ) مىگويد : اختلاف كلام او را با كلام خودمان فراموش نمىكنم » ولى وارد نشدن اين لغت در قرائات به طورى كه خواهيم گفت ، اين احتمال را كه اين كلمه مطابق همين لهجه با واو نوشته شده است ، تضعيف مىكند .
( 4 ) ادب الكاتب ، ص 253 و قلقشندى كلام ابن قتيبه را نقل كرده ( ج 3 ، ص 207 ) .
( 5 ) هجاء مصاحف الامصار ، ص 90 .
( 6 ) المحكم ، ص 189 - 188 و بنگريد به : الموضح از او ، برگ 25 أ و شيرازى ، لوح 12 .
( 7 ) بنگريد به : علم الدين سخاوى : الوسيله ، برگ 61 ب .