اينكه چنين تطورى را در رسم عثمانى در تمام كلماتى كه فتحه بلند با ياء نوشته شده پيگيرى كنيم و آنها را به اصل يايى خود برگردانيم كار آسانى نيست ، هر چند كه در همه آنها در بعضى از صيغهها ياء ظاهر مىشود ، ولى ما اين توجيه و تفسير را شامل تمام كلماتى مىدانيم كه فتحه بلند در آنها به صورت ياء نوشته شده ، خواه ناقص يايى باشد يا ناقص واوى ، « 1 » و خواه ثلاثى باشد يا غير آن ، بر اين اساس كه هر كلمهاى كه با ياء نوشته شده روزى با ياء تلفظ مىشده است و براى همين است كه با ياء نوشته شده است ولى در تلفظ تطورى حاصل شده كه كتابت با آن همراهى نكرده است و لذا اين پديده در ميان ما ظاهر شده و در دهها كلمه از رسم عثمانى خود را نشان داده است .
با اينكه اين توجيه از خلال بررسى بعضى از مثالها در صيغههاى متعدد آن به دست آمده ، ولى تأمل در رسم كلماتى كه در آنها فتحه بلند به صورت ياء نوشته شده و تطبيق آن با روش رسم عثمانى در نشان دادن كسره و ضمه بلند ، نشان مىدهد كه اين ياء كه اكنون به صورت فتحه بلند تلفظ مىشود ، در اصل وضع به صورت ياء تلفظ مىشده و به همين جهت اكنون ياء نوشته شده است .
پيش از آنكه درباره اين موضوع به طور مفصل سخن بگوييم ، به يك متنى به نام « متن صفوى » اشاره مىكنيم كه مستشرق آلمانى « انوليتمان » آن را تحقيق كرده و ديده است كه كلمه ( شتا ) در آن متن به صورت ( ش ت ى ) نوشته شده . ليتمان سعى كرده كه ريشه اين صورت خطى را توضيح بدهد و گفته : « 2 » « فعل ناقص در متن صفوى صيغه واحدى دارد و آن به اين صورت است كه لام الفعل آن هميشه ياء است و اين نوع تغيير را در لهجههاى
هامش
فتحه با فتحه حرف قبلى يك فتحه بلند مىشود . البته اين موضوع مفصلتر از آن است كه ما در اينجا آن را بحث كنيم . ما فقط به آن مقدار كه پديده نگارش فتحه بلند به صورت ياء در مثالهاى مذكور را توضيح بدهد ، اكتفا مىكنيم . ( بنگريد به : دكتر محمد كمال بشر : دراسات فى علم اللغة ، قسمت دوم ، ص 118 - 116 ) .
( 1 ) شش كلمهاى كه علماى سلف اصل آنها را واو مىدانند ولى با ياء نوشته مىشود ، اكثر آنها واوى يايى است مانند : ( الضحى ، زكى ، طحى ، تلى ، وحى ) و بعضى از آنها واوى است ولى در بعضى از صيغههاى آن ياء ظاهر مىشود ( سجى ) درباره مواد اين كلمات رجوع شود به : تاج العروس شرح القاموس از زبيدى . و اين اصل يايى ، رسم فتحه بلند به صورت ياء را به ما توضيح مىدهد .
( 2 ) لهجات عربيه شماليه قبل الاسلام ، ج 3 ، ص 250 .