ب : توجيه بهتر اين پديده
شايد شق دوم پرسش قبلى بتواند اين پديده را تفسير و توجيه كند و آن اينكه اين كلمات روزگارى با ياء خوانده مىشد و براى همين هم با ياء نوشته مىشد ، تا اينكه تطورى حادث گرديد و تلفظ ياء در اين كلمات به فتحه بلند تبديل شد ، ولى كتابت با اين تطور هماهنگى نكرد و لذا اين كلمات با ياء نوشته شد ، همان گونه كه در بسيارى از كلمات در رسم عثمانى ملاحظه مىكنيم ، در حالى كه تلفظ آنها با فتحه بلند است .
وقتى تمام مثالهاى اين پديده را مورد توجه قرار مىدهيم ، مىبينيم كه ياء در صيغههاى متعدد آنها آشكار مىشود و اين همان چيزى است كه دانشمندان پيشين را واداشته كه بگويند فتحه بلند مطابق با اصل كلمه به صورت ياء نوشته شده است ، ولى آيا اين احتمال وجود ندارد كه بگوييم اين فتحه بلند در اين كلمه هم مانند صيغههاى ديگر كلمه ، روزى به صورت ياء بوده و بعدها به صورت فتحه بلند در آمده است آن هم به خاطر تطورى كه بر كلمه حادث شده بخصوص اينكه در آخر كلمه واقع شده است ؟ مىبينيم كه اين تطور گاهى بر فعل ماضى و گاهى بر فعل مضارع حادث گرديده و اى بسا گاهى شامل حال مصدر هم شده است . از جمله كلماتى كه ماضى آنها با الف و مضارع آنها با ياء است ، اين كلمات مىباشد : ( جنى ، يجنى ، مشى ، يمشى ، رمى ، يرمى ) و از كلماتى كه مضارع آنها با الف و ماضى آنها با ياء است اين كلمات را مثال مىزنيم : ( خشى ، يخشى ، رضى - يرضى ، بقى - يبقى ، لقى - يلقى ، نسى - ينسى ، فنى - يفنى ) و مىبينيم كه بعضى از مصدرهاى اين افعال نيز با ياء نوشته و خوانده مىشوند مانند : ( مشيا ، رميا ) و در بعضى ديگر ياء به صورت فتحه بلند است و يا اينكه هر دو حالت را دارد ، مانند : ( اذى اذى و انى انيا و خزى خزيا و خزى و رضى رضا ) شايد بتوانيم از اين مطلب چنين نتيجه بگيريم كه همه اين فتحه هاى بلند در اصل ياء بوده و از ياء به فتحه بلند تغيير يافته است . و از چيزهايى كه به اين تغيير كمك كرده ، وقوع آنها در آخر كلمه است و لذا در حال اتصال به ضمير ، آن را با ياء مىبينيم ، مانند : ( مشيت ، رميت ، يخشيان و يرضيان ) و اين بدان معناست كه ياء در وسط كلمه كمتر دچار تطور و تحول شده است و شايد بتوان گفت كه طبق اين سخن ، امكان دارد كه هر فعل معتل اليائى در ماضى و مضارع و مصدر دو صيغه داشته باشد : يكى صيغه قديمى با ياء