مانند ابن كثير مكى و ابو جعفر و نافع كه هر دو اهل مدينه بودند ، اماله وجود ندارد جز در موارد اندك « 1 » . و مفهوم اين سخن آن است كه لغت شايع در حجاز و قرائت مكه و مدينه به طور عموم فتحه بوده است نه اماله « 2 » . يعنى اينكه اماله لغت كسانى كه بر كتابت مصاحف مباشرت داشتند ، نبود .
و ثانيا ، آنچه در روايات قاريان درباره اماله وارد شده ، تمام كلماتى را كه در آنها فتحه بلند با ياء نوشته شده در بر نمىگيرد و كلمات متعددى همانگونه كه پيشتر گفتيم از آن استثنا شده است كه عبارتند از : ( حتى ، الى ، على ، لدى ، مازكى ) اين كلمات به اجماع قراء مفتوح هستند . « 3 » همچنين بعضى از كلماتى كه با اماله خوانده شده است با الف نوشته شده ، مثلا از فعلها : ( جاء ، شاء ، زاد ، ران ، خاف ، طاب ، خاب ، حاق ، ضاق ، زاغ ) « 4 » و از اسمها هر الفى كه پس از آن راى مكسوره قرار دارد ، مانند : ( النار ، القهار ، الغار ، بقنطار ، بدينار ) و مانند آنها « 5 » . و اين مىرساند كه اماله در كلماتى كه با ياء نوشته شده و اماله ندارد و يا با الف نوشته شده و اماله دارد ، اساس كار نبوده است . و سخن « دانى » را پيش از اين نقل كرديم كه ائمه قرائت كلماتى را كه ناقص يايى هستند تنها براى رسم الخط اماله نمىكردند ، بلكه هر كجا كه روايت صحيحى بر اماله بود اماله مىكردند . و صاحب كتاب ( الهجاء ) از قراء نقل مىكند كه كسانى كه با اماله مىخوانند به مصحف نگاه نمىكنند ، بلكه تمام ناقص يايىها را
هامش
( 1 ) بنگريد به : دانى : الّتيسير ، ص 46 و بعد . و ابن يعيش ، ج 9 ، ص 54 و ابن جزرى : النشر ، ج 2 ، ص 35 و بعد و دكتر ابراهيم انيس : فى اللهجات العربيه ، ص 60 و دكتر عبد الفتاح شلبى : الاماله ، ص 108 .
( 2 ) در كتاب معجم الادباء ياقوت ( ج 13 ، ص 174 ) آمده است كه كسايى همراه با هارون الرشيد حج مىكرد در بعضى از نمازها امامت را به عهده گرفت و خواند : ( ذريّة ضعافا خافوا عليهم . سوره نساء 4 / 9 ) و كلمه ( ضعافا ) را با اماله خواند وقتى نماز تمام شد ، مردم به او اعتراض كردند حتى گمان مىرود كه او را كتك زدند . و اين نشان مىدهد كه اهل حجاز در قرائت خود اماله نمىكردند .
( 3 ) بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 46 ، و ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 37 .
( 4 ) دانى در ( المقنع ، ص 66 ) نقل مىكند كه عاصم جحدرى گفت كه او آيه :ما طابَ لَكُمْ مِنَ النِّساءِ( نساء 4 / 3 ) را ديده است كه با ياء نوشته شده : ( طيب ) و نيز كسايى گفته كه در مصحف ابى بن كعب كلمه ( و للرجال ) ( بقره 2 / 228 ) را ديده است كه با ياء نوشته شده : ( للرجيل ) و با اينكه دانى تصريح مىكند كه اين كلمات را در هيچ يك از مصاحفى كه ديده به اين شكل نديده است ، در عين حال شايد اين دو كلمه در بعضى از مصاحف به سبب اماله چنين نوشته شده است و كاتب آنها را بر اساس اماله نوشته است و شايد اين رسم الخط يك پديده لغوى قديمى بوده است .
( 5 ) بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 50 و بعد .