تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 292

مساهمون:

ص٢٩٢
بايد بگوييم كه بر ما ثابت نشده كه كاتبان مصاحف در عهد عثمان ، الفاظ را بررسى مىكردند و هر كدام كه بايد با اماله خوانده مىشد آن را با ياء مىنوشتند و هر كدام كه بايد بدون اماله خوانده مىشد با الف مىنوشتند ، « 1 » بلكه دلايلى در دست است كه اين سخن را رد مىكند كه فتحه‌هاى بلند را به علت اماله به شكل ياء مىنوشتند « 2 » . اولا ، در كتب نحو و قرائات مطالبى وارد شده دالّ بر اينكه از قبايل عرب قبيله‌هاى تميم و قيس و اسد و عموم اهل نجد اماله مىكردند ، « 3 » و على رغم اينكه سخنان سيبويه اشاره دارد بر اينكه بعضى از اهل حجاز اماله مىكردند ( ولى عموم عربها اماله نمىكردند ) « 4 » دانشمندان و قرّاء تأكيد مىكنند بر اينكه فتحه و اماله دو لغت شايع در زبان فصحاى عرب كه قرآن به لغت آنها نازل شده است ، مىباشد ، و اينكه فتحه لغت اهل حجاز و اماله لغت عموم اهل نجد از قبيله‌هاى تميم و اسد و قيس است « 5 » و با اينكه ابن جزرى گفته است : « كسى از قرّاء نيست مگر اينكه اماله از او روايت شده كم يا زياد » « 6 » ، ولى آنچه كه به صورت كلى ملاحظه مىشود اين است كه قاريان عراق بخصوص كوفه بيشتر از قاريان حجاز با اماله مىخواندند ، زيرا كه در ميان ده قارى مشهور ، اماله كردن تنها از حمزه و كسايى و خلف نقل شده و همه اينها پيشوايان قرائت در كوفه بودند ولى در قرائت قاريان حجاز
هامش
( 1 ) بنگريد به : دكتر عبد الفتاح شبلى : الاماله ، ص 196 . ( 2 ) برجشتراسر مستشرق معتقد است كه ( التطور النحوى ، ص 39 - 38 ) : كلمات عربى كه با ياء نوشته مىشود ، كاتبان آنها را به جهت اشاره به اماله چنين نوشته‌اند . سپس استدلال مىكند به اينكه اماله پيش اهل حجاز معروف بوده است . ولى خواهيم ديد كه هم روايت و هم واقعيت اين ادعا را نفى مىكند . ( 3 ) بنگريد به : دكتر عبد الفتاح شلبى : الاماله ، ص 75 . ( 4 ) بنگريد به : الكتاب ، ج 2 ، ص 259 ، 260 ، 261 او مىگويد : ( ج 2 ، ص 263 ) « بدان كه اين طور نيست كه هر كس الفها را با اماله خواند ، موافق غير عربها از آنها كه اماله مىكردند باشد ولى گاهى دو گروه با يكديگر مخالفت مىكنند و در بعضى از كلماتى كه گروه مخالف اماله مىكنند با نصب مىخواند بعضى از كلماتى را كه گروه مخالف با نصب مىخوانند اماله مىكند همچنين كسى كه لغت او نصب است با ديگران كه آنها هم با نصب مىخوانند ، موافق نيست ولى كار او و طرف مقابلش مانند كار دو گروه اوّل است در كسره . پس هرگاه عربى را ديدى كه چنين مىكند ، گمان نكن كه او لغت خود را مخلوط كرده است بلكه اين از كارهاى آنهاست » . ( 5 ) دانى : الموضح ، برگ 23 ب ، و بنگريد به : مكى : الكشف ، ج 2 ، ص 379 و ابن يعيش ، ج 9 ، ص 54 و ابن جزرى : النشر ، ج 2 ، ص 20 . ( 6 ) منجد المقرئين ، ص 60 .