تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
مثلا در سوره كهف كلمه ( هدى ) را مىبينيم كه در ميان رؤوس آياتى واقع شده است كه با الف عوض از تنوين مفتوح ختم مىشوند و به اين صورت پشت سر هم آمده‌اند : ( كهف 18 / 11 - 14 ) ( عددا ، أمدا ، هدى ، شططا ) و در سوره طه ( 20 / 74 - 71 ) ( ابقى ، الدنيا ، و ابقى ، و لا يحيى ) و نيز در همان سوره ( 118 - 113 ) ( . . . ذكرا ، علما ، عزما ، ابى ، فتشقى ، و لا تعرى ) و در سوره نجم ( 53 / 31 - 26 ) ( و يرضى ، الانثى ، شيئا ، الدنيا ، اهتدى ، الحسنى ) و نيز در همان سوره ( 45 - 43 ) ( و ابكى ، و احيا ، الانثى ) و نيز همان وضع را در سوره طلاق ( 65 / 7 - 5 ) و در سوره نازعات ( 79 / 37 - 39 ) و در سوره اعلى ( 87 / 17 - 15 ) مىبينيم . ملاحظه فواصل آيات به طور كلى نشان مىدهد كه آنها ميل به اين دارند كه با كلماتى متشابه پايان پذيرند ، همان گونه كه مثلا از مقايسه فواصل سوره كهف كه همگى با الف ختم مىشود ، ظاهر است ، همچنين فواصل سوره طه كه با فتحه بلندى كه به صورت الف نوشته شده پايان مىيابد . با وجود اين نمىتوان گفت كه هر كجا در فواصل آيات كلمه‌اى مخالف قبل و بعد وارد شد ، بايد رسم آن را تغيير داد تا شكل و خط آن با بقيّه يكى باشد . و براى همين است كه تحليل مزبور كه در بعضى از مثالها ذكر كرده‌اند ، ضعيف به نظر مىرسد ، زيرا كه اساس آن ضعيف است ، همان‌گونه كه از تتبع مثالها به دست مىآيد . و اما اين تحليل كه كلمات ناقص يايى كه با ياء نوشته شده جهت فرق گذارى ميان آنها و ناقص واوىهاست و كلمات ناقص واوى كه با الف نوشته شده براى فرق گذارى ميان آنها و ناقص يايىهاست ، اين تحليل نيز دليل روشنى ندارد كه آن را قابل قبول نمايد ، بلكه به نظر مىرسد كه اين سخن در تفسير و توجيه بعضى از پديده‌هاى رسم در كتابت اصل و پايه درستى ندارد و بعضى از دانشمندان كه از دسترسى به تفسير درست بعضى از خصوصيات رسم الخط و يا زيادتىهايى كه در آن وجود دارد عاجز شده‌اند ، به ناچار گفته‌اند كه اين پديده و اين زيادت به خاطر فرق گذارى ميان آن با كلمات مشابه است « 1 » . و اما تحليلى كه بيش از تحليلهاى ديگر عموميت دارد و حجت آن روشنتر است ، همان تحليلى كه مىگويد : هر كجا كه فتحه بلند با ياء نوشته شده ، به خاطر اين است كه كلمه را با اماله بخوانند تا فتحه بلند به كسره بلند كه با ياء نوشته مىشود ، مايل گردد ، درباره اين تحليل
هامش
( 1 ) بنگريد به : فصل مقدماتى همين كتاب .