تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
استثنا مىشود و تحليل به ريشه كلمه همه مواردى را كه در آنها ناقص واوى با ياء نوشته شده ، در بر نمىگيرد . و اما تحليل به فرق گذارى و تبعيت به طورى كه واضح است دلالت بر مقصود نمىكند و از همين جا صحت اين تحليلها و يا كافى بودن آنها زير سؤال مىرود . اما تحليل كلماتى كه ناقص واوى هستند ولى با ياء نوشته مىشوند به اينكه آنها به خاطر تبعيت از رؤوس آيات قبل و بعد و همگون بودن فواصل آيات به اين صورت نوشته شده ، اين تحليل پرسشى را در مورد حرص بر رعايت تناسب رؤوس آيات بر مىانگيزد ، و آن اينكه آيا اين امر از تلفظ كلمه تجاوز مىكند و به رعايت تناسب در شكل كلمه هم مىرسد ؟ تحليل مزبور بر اين اساس پايه گذارى شده كه كلمه‌اى كه در رأس يك آيه آمده و در آخر آن فتحه بلند است و همراه با فواصل ديگرى است كه آخر آنها نيز فتحه بلند است و با ياء نوشته شده ، بايد در اين كلمه هم الف به صورت ياء نوشته شود ، مثلا كلمه ( سجى ) در سوره و الضحى با ياء نوشته شده چون رؤوس آيات همجوار آن داراى فتحه بلندى است كه با ياء نوشته شده است به اين شكل : ( و الضحى - و اللّيل اذا سجى - ما ودّعك ربّك و ما قلى ) . حال مىگوييم اگر بعضى از اين كلمات فقط يك بار در قرآن وارد شده آن هم در رأس يك آيه ، كلمه ( الضحى ) در شش مورد آمده كه گاهى در وسط آيه و گاهى در آخر آن ، گاهى به صورت مضاف و گاهى به صورت غير مضاف ، ولى در همه اين موارد با ياء نوشته شده است و اين نشان مىدهد كه در اين كلمه اين حالت عموميت دارد و به فواصل آيات مربوط نيست ، و اينكه گفته شود كلمه مورد بحث در جايى به خاطر تبعيت از فواصل آيات با ياء نوشته شده و در بقيه موارد هم به همين صورت آمده تا شكل آن متحد شود ، سخن بى دليلى است ، بخصوص اينكه مواردى وجود دارد كه در فواصل آيات ، كلماتى پشت سر هم آمده كه آخر آنها فتحه بلند است و با ياء نوشته شده ولى در ميان آنها كلمه‌اى با همان الف نوشته شده است ، و يا مثلا در فواصل آيات كلماتى است كه همگى با الف نوشته شده كه در حال وقف جايگزين تنوين شده‌اند ، ولى در ميان آنها كلمه‌اى وجود دارد كه آخر آن فتحه بلند است ولى با ياء نوشته شده است . اين نمونه‌ها اصل مزبور را كه اين تحليل مبنى بر آن است نقض مىكند .