مواردى كه ناقص واوى است و با الف نوشته شده همين مطلب ملحوظ بوده چون در آنجا اماله ممتنع است « 1 » .
و اما نوشتن فتحه بلند با ( ياء ) در ناقص واوى در شش مثالى كه گذشت براى آن نيز چنين علت آوردهاند كه آن به خاطر پيروى از فواصل آيات قبل و بعد است كه در آنها ناقص يايى با ياء نوشته شده و خواستهاند كه فواصل آيات به يك شكل باشد « 2 » . ابوبكر انبارى عقيده اخفش را در تحليل اين موضوع چنين آورده است : اين كلمات با ياء نوشته شده چون اواخر آياتى كه با آنهاست با ياء نوشته شده است ، پس در اينجا هم مانند آيات قبل و بعد عمل كردهاند . توضيح اينكه قبل از كلمه ( سجى ) كلمه ( والضحى ) قرار دارد و قبل از كلمه ( تليها ) كلمه ( وضحيها ) قرار دارد . او مىگويد : و اگر خواستى بگو كه در كلمه ( سجى ) و ( تلى ) و او را قلب به ياء كردهاند . و نيز مىگويد : گفته شده كه در اين كلمات در يك مورد به خاطر پيروى از كلمات قبل و بعد با ياء نوشته شده و موارد ديگر را هم به همان صورت نوشتهاند تا خط آن دو گونه نشود مانند : ( قضى ) كه ( قضيت و قضينا ) گفته مىشود تا خط آن يكى باشد « 3 » .
ابوالعباس احمدبن عمار مهدوى ، كتابت ناقص يايىها با ياء را ، دلالت آن بر ياء و تفاوت ميان آنها و ناقص و اوىها دانسته است و در هر كجا كه با الف نوشته شود به خاطر مطابقت با تلفظ كلمه است و اما ناقص و اوىها ، آنها را با الف نوشتهاند تا ميان آنها و ناقص يايىها تفاوت بگذارند و در هر كجا كه با ياء نوشته شده به خاطر اين است كه وقتى به آن كلمه زوايد داخل شده و يا به صورت فعل مجهول در آمد ، و او به ياء بر مىگردد . و بيشترين مواردى كه ناقص واوى با ياء نوشته شده كلماتى است كه با ناقص يايىها مجاورت دارند و به همين جهت آنها نيز با ياء نوشته شدهاند تا فواصل آيات هماهنگ باشد و بر يك منوال قرار بگيرد « 4 » .
اما ابو عمرو دانى در كتاب خود « الموضح فى الفتح و الاماله » به اين مطلب اشاره كرده
هامش
( 1 ) . بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 66 و شيرازى ، لوح 12 .
( 2 ) . دانى : المقنع ، ص 67 .
( 3 ) . ايضاح الوقف و الابتداء ، ج 1 ، ص 438 - 437 .
( 4 ) . بنگريد به : هجاء مصاحف الامصار ، ص 90 .