قديمى كلمه و يا كتابت آن بر شكل جديد ترديد مىكردند ، كلماتى كه كمترين حجم را دارند با الف و كلماتى كه بيشترين حجم را دارند بدون الف نوشته مىشد ، و كلماتى كه ميان اين دو قرار داشت حالت معينى نداشت و با دو حالت نوشته مىشد : گاهى با اثبات الف كه مطابق با تلفظ كلمه و استعمال جديد در نشان دادن فتحه با علامت الف بود ، و گاهى با حذف الف كه با صورت قديمى هجاى كلمات مطابقت داشت .
پيش از اين درباره فراگير بودن اثبات علامت فتحه بلند در آخر كلمات سخن گفتيم ، و گفتيم كه الفهايى كه در حالت وصل انداخته مىشود ، در حالت وقف انداخته نمىشود ، زيرا كه فتحه و الف براى عربها خفيف است همان گونه كه سيبويه گفته است « 1 » . ولى در رسم عثمانى موردى وجود دارد كه كاتب به تلفظ كلمه در درج كلام توجه كرده و الف را در كتابت انداخته است آن مورد كلمه ( ايها ) است كه در همه جاى مصحف با اثبات الف آمده ولى در سه مورد الف آن در كتابت نيز حذف شده است « 2 » : در سوره نور ( 24 / 31 ) « آيّه المؤمنون » و در سوره زخرف ( 43 / 49 ) « يايّه الساحر » و در سوره رحمن ( 55 / 31 ) « ايّه الثقلان » . وقتى لفظ فتحه بلند را در ( ايّها ) در درج كلام در اين مثالها ملاحظه مىكنيم مىبينيم كه از اين قاعده متأثر شده است كه حفظ حركت بلند در يك مقطع بسته ، ناپسند است . همان مطلبى كه آن را در بحث از حذف علامت كسره بلند و ضمه بلند ، عنوان كرديم . فتحه بلند در آخر كلمه ( ايها ) به لام ساكن كه پس از آن آمده رسيده است و ناطق مجبور شده حركت بلند را كوتاه كند و به فتحه كوتاه برسد . كاتب نيز خط را در اين سه مورد مطابق تلفظ نوشته و علامت الف را به همين جهت انداخته است ، « 3 » همان گونه كه نظير آن را در بحث از كسره و ضمه بلند گفتيم .
همچنين مىبينيم كه ( ها ) براى تنبيه و ( يا ) براى ندا در تمام موارد در رسم عثمانى با حذف الف آمده است ، مانند ( هأنتم « 4 » ، هؤلاء ، هذا ، هذه ، هذان ، هذين ) و ( يأيها ، يأرض ،
هامش
( 1 ) بنگريد به : الكتاب ، ج 2 ، ص 290 .
( 2 ) مهدوى ، ص 108 و دانى : المقنع ، ص 20 .
( 3 ) ما اين توجيه را بر توجيه ديگرى ترجيح مىدهيم كه مىگويد : اين سه مورد بنا بر قرائت ابن عامر نوشته شده ، او ( هاء ) را با ضمه خواند ( بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 162 - 161 ) .
( 4 ) توجه شود كه الف بعد از ها از كلمه ضمير انتم است كه پس از ها آمده است .