تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦
كه اجتماع دو ( ياء ) در يك جا ناپسند است . البته از اين قاعده مواردى استثنا شده كه از جمله آنها كلمه ( يحيى ) مىباشد كه در تمام قرآن اين كلمه چه اسم باشد چه فعل با دو ياء نوشته شده است « 1 » . همچنين هفت كلمه كه بايد با ياء نوشته مىشد ، فتحه بلند آخر كلمه با الف نوشته شده است « 2 » كه عبارتند از : ( عصانى ) در سوره ابراهيم ( 14 / 36 ) و ( الاقصا ) در سوره اسراء ( 17 / 1 ) و ( تولاه ) در سوره حج ( 22 / 4 ) و ( اقصا ) در سوره قصص ( 28 / 20 ) و در سورهء يس ( 36 / 20 ) و ( سيماهم ) در سوره فتح ( 48 / 29 ) و ( طغا ) در سوره حاقه ( 69 / 11 ) . و نيز مصاحف اتفاق دارند بر اينكه اسماء و افعالى را كه ناقص واوى و سه حرفى هستند با الف بنويسند . مانند : ( الصفا ، شفا ، سنا ، خلا ، عفا ، دعا ، بدا ، نجا ، علا ) مگر در شش مورد كه در آنها با ياء نوشته شده « 3 » و عبارتند از : كلمه ( الضحى ) در هر كجا كه باشد ( مضاف باشد يا نه ، الف و لام داشته باشد يا نه ) و ( زكى ) در سوره نور ( 24 / 21 ) و ( دحيها ) در سوره نازعات ( 79 / 30 ) و ( تليها ) و ( ضحيها ) در سوره شمس ( 91 / 2 و 1 ) و ( سجى ) در سوره و الضحى ( 93 / 2 ) .

أ : موضع دانشمندان پيشين درباره اين پديده

دانشمندان علم رسم ، علت كتابت فتحه بلند به صورت ياء را در كلماتى كه ناقص يا بى هستند ، قصد « اماله » و غلبه دادن اصل كلمه دانسته‌اند « 4 » ، يعنى فتحه بلند در اين موارد به صورت ياء و يا نزديك به آن تلفظ مىشود ، همان گونه كه عادت بسيارى از عربها در اماله كلمات همين است و از بعضى قرّاء نيز همين طور نقل شده است و يا اينكه بگوييم آن حرف مطابق اصل خود نوشته شده كه در بعضى از صيغه‌ها آشكار مىشود . گفته‌اند در
هامش
( 1 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 87 و دانى : المقنع ، ص 64 - 63 و عقيلى ، لوح 3 . ( 2 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 87 و دانى : المقنع ، ص 64 - و المحكم از او ، ص 161 - 160 و نيز بنگريد به : كتاب « الهجاء » از يك نويسنده ناشناخته كه در لوح 13 شش كلمه را مىشمارد : « و مضا مثل الاولين » ( زخرف 43 / 8 ) و « جنا الجنتين » ( الرحمن 55 / 54 ) و « احيا الناس » ( مائده 5 / 32 ) و طغا و اقصا و الاقصا كه در متن آمده است . ( 3 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 86 و دانى : المقنع ، ص 66 و عقيلى ، لوح 6 ( 4 ) بنگريد به : مكى : الكشف ، ج 1 ، ص 3 و دانى : المقنع ، ص 63 و سليمان بن نجاح ، لوح 6 و 18 و جعبرى ، برگ 250 ب و شيرازى ، لوح 11 و قسطلانى ، ج 1 ، ص 81 و بنگريد به : ابن جنى : سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 56 .