اثبات يا حذف الف اختلاف دارند و از بعضى از پيشوايان علم رسم نقل شده كه الف در جمع معتل اللام نيز اثبات مىشود مانند : ( العادين ، القالين ، العافين ، راعون ، طاغون ، ساهون ) و همين طور است كلمهاى كه لام الفعل آن همزه باشد ، مانند ( فما لئون ، خاسئين ) « 1 » .
در مواردى كه دو الف در جمع مؤنث سالم باشد ، در رسم مصحف غالبا هر دو الف حذف شده است ، خواه بعد از الف حرف مضاعف يا همزه باشد يا نه ، مانند : ( الصلحت ، الحفظت ، الصدقت ، الصفّت ، الصئمات ) و مانند آنها « 2 » . بعضى از مثالهايى كه از اين نوع هستند با اثبات الف آمده است ، مانند :
سَبْعَ سَماواتٍ
( سجده 41 / 12 ) در اين مورد بخصوص الف بعد از واو رسم شده است ، اما الف بعد از ميم در تمام موارد بدون خلاف حذف شده است ، « 3 » همچنين هر چه در قرآن كلمه
آياتُنا
وجود دارد با حذف الف نوشته شده مگر در دو موضع كه در آنها با الف آمده است : يكى در ( يونس 10 / 21 ) « 4 » ( مكر فى آياتنا ) و ديگرى در همان سوره آيه 15
آياتُنا بَيِّناتٍ
.
به نظر مىرسد كه اثبات الف قبل از همزه و يا حرف مضاعف در مثالهاى سابق به خاطر اين بوده كه كاتب مىخواسته علامت مدّ را روى آن بنويسد ، چون الف كه به همزه و يا حرف مضاعف برسد ، مدّ دارد . و على رغم استثناهائي كه بر حذف الف در اين مثالها وجود دارد ، زيادى حجم كلمه عاملى در حذف الف از غالب مثالها به شمار مىآيد .
بخصوص اينكه توجه كنيم كه در غالب اين مثالها وقتى كلمه به صورت مفرد آمده الف در آن اثبات شده است .
و اما كلماتى كه ضمير جمع متكلم ( نا ) به آن متصل شده و بعد از آن نيز ضمير ديگرى وجود دارد ، در اين موارد الف ضمير جمع بدون استثنا و در همه حالات حذف شده است ، مانند : ( انجينم ، ءاتينكم ، أغوينكم ، مكنّكم ، علمنه ، ءاتينك ، ارسلنك ، فرشنها ، انشأنهنّ ، فجعلنهنّ ) و مانند آنها در تمام قرآن « 5 » .
هامش
( 1 ) بنگريد به : همين منابع و عقيلى لوح 3 ، 4 .
( 2 ) بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 23 و سليمان بن نجاح ، لوح 4 و عقيلى ، لوح 4 .
( 3 ) دانى : المقنع ، ص 19 و سليمان بن نجاح ، لوح 11 .
( 4 ) بنگريد به : دانى : المقنع ، ص 20 .
( 5 ) همان مصدر ، ص 23 .