تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
شده را با آن روش مىخواند از بين رفت و كاتبان به سوى روش كاملى در رسم كلمات روى آوردند كه خواندن آن آسان باشد ، و از همين جا تفاوت ميان رسم مصحفى با هجاى مورد استعمال كاتبان و مردم به وجود آمد . و در اين هنگام بود كه حذف الف براى مردم امر غريبى مىنمود كه غالبا از درك اصول و ريشه‌هاى تاريخى آن ناتوان بودند . اثبات يا حذف الف در وسط كلمه بدون قاعده نبود . تأمل در مثالهايى كه در آنها الف در كتابت اثبات شده و كلماتى كه الف در آنها حذف شده ، به ما كمك مىكند كه ضابطه و معيارى را به دست آوريم كه اين پديده را توجيه و نمودار بزرگى را كه نشان دهنده سير تكاملى آن است ترسيم مىكند . با اين وجود نبايد گفت كه اين ضابطه براى كاتبان روشن بوده و يا بر طبق آن عمل مىكردند ، بلكه بعضى از كلمات به صورت قديمى خود ثبت مىشود و از اين معيارى كه در صدد كشف آن از مثالها هستيم ، پيروى نمىكند و بعضى ديگر از كلمات از آن معيار تجاوز مىكند و به مرحله جديدى مىرسد كه كلمات مشابه آن نرسيده است ، و شايد در اينجا عوامل ديگرى وجود داشته كه به طبيعت حروفى كه اين كلمات از آن ساخته شده‌اند ، مربوط بوده و يا به سطح آگاهى و اطلاع كاتب از اصول كتابت تعلق داشته است و هر چه كاتب آگاهى بيشتر از كتابت داشته ، به حفظ صورت هجايى كلمات قديمى ملتزم‌تر بوده است . معيارى كه در توجيه اين پديده تأثير گذاشته است ، به اختصار عبارت است از اينكه كلمات در ميل خود به اثبات علامت فتحه بلند وسطى ، همواره از تعداد حروفى كه از آن تشكيل يافته پيروى كرده است و هر چه حروف يك كلمه زياد بوده ، علامت فتحه بلند وسطى كمتر اثبات شده و هر چه حروف كمتر بوده بيشتر اثبات شده است . كلماتى كه ممكن است فتحه بلند وسطى داشته باشد ، بايد در آن دو صورت صامت وجود داشته باشد كه فتحه بلند را حمل كند . در تمام مثالهاى اين نوع الف اثبات شده است ، مثلا از اسمها : ( عام ، الجار ، الغار ، قاع ، خال ، و هر چه كه مانند : باغ و عاد باشد ) و از فعلها : ( زاد ، كان ، قال ، قام ، تاب ، كاد ، مات ، عاد ، فاز ، طاب و . . . ) در هيچ يك از اين مثالها الف حذف نشده جز در فعل ماضى « قال » كه در بعضى از موارد به صورت « قل » نوشته شده
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 279 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى