ديگر با حذف آن آمده است و مردم آن زمان آنچنان درك و جربزهاى نداشتند كه از اصول كتابت خارج شوند ، بلكه اين طريقهاى بود كه هنگام نسخهبردارى مصاحف عثمانى واقعيت كتابت بر آن قرار داشت .
ب : تفسير درست اين پديده
مطلبى را كه در تفسير و توجيه پديده اثبات و يا حذف علامت فتحه بلند وسطى در رسم عثمانى بيان خواهيم كرد ، نقشهاى مكتوب مربوط به دوره قبل از رسم عثمانى و يا معاصر آن و يا بعد از آن ، تأييد مىكند ، زيرا كه اين نقوش روشى را كه كاتبان مصحف عثمانى در نشان دادن فتحه بلند وسطى به كار بردهاند ، به خوبى روشن مىسازد و ما اين مطلب را در فصل مقدماتى بيان كرديم . همچنين روش رسم كلماتى كه در نقود و سكههاى اسلامى و يا پارچههاى عربى كه قديمىترين آنها به اواخر قرن اوّل هجرى بر مىگردد ، آمده و در آنها فتحه بلند وسطى وجود دارد ، مطلب بالا را تأييد مىكند ، زيرا مىبينيم كه در آنها فتحه وسطى در دهها مورد كه اثبات الف در آنها مهمل گذاشته شده ، حذف گرديده است « 1 » .
همچنين ما آثارى از اين پديده را در هجاى جديد ملاحظه مىكنيم ، كلماتى را مىبينيم كه مردم ضرورتى بر تغيير هجاى آن نديدهاند و يا شكل آنها به همان صورت قديم باقى مانده و علامت الف در آنها داخل نشده و در طول ساليان دراز به همان صورت اولى باقى مانده ، مانند : ( اللّه ، اللهم ، إله ، هذا ، هذه ، هذان ، هؤلاء ، اولئك ، لكن ) و مانند آنها .
شك ندارم كه مردمى كه در عصر نسخه بردارى مصاحف و سالهاى بعد از آن زندگى مىكردند در مقابل اين پديده هيچ گونه غرابتى احساس مىكردند ، زيرا كه اين همان روشى بود كه به آن عادت كرده بودند و اين برنامه آنها در كتابت الفاظ بود . اين پديده پس از نسلهاى اولى اسلامى ، مورد تأمل و تعجّب قرار گرفته است و اين هنگامى بود كه به كارگيرى كتابت افزايش يافته بود و نياز به يادگيرى لغت عربى از طرف همه مسلمانان آشكار شده بود در اين زمان بود . كه سليقه و روش قديمى كه يك نفر عرب ، متن نگاشته
هامش
( 1 ) بنگريد به : دكتر عبد العزيز والى ، ص 218 - 217 و دكتر صلاح الدين المنجد ، ص 122 - 121 .