صورت تاء و هر وقت كه وقف مىكرد به صورت هاء مىنوشت ، ولى در تاريخ لغات سامى ، خصوصيات تطور بعضى از پديدهها روشن شده است و عربى هم با لغات سامى ديگر مشترك است و اين مسأله در فهم پديده مورد نظر كمك مىكند به اين صورت كه در تمام لغات سامى ، تانيث علامتى جز تاء ندارد « 1 » ولى اين علامت در طول زمان در معرض تغيير و تطور قرار گرفته است و تجلى آن در زبان عربى است به طورى كه علماى سلف آن را بيان كردهاند و مىبينيم كه در عربى فصيح در حال وقف ، تاى تانيث تبديل به هاء مىشود و در حال وصل همان تاء باقى مىماند . و به نظر مىرسد كه اين تطوّر از حد جايگزينىها از تاء فراتر رفته تا جايى كه هاء جايگزين حركت كوتاه يا بلند هم شده است .
شكل زير اين تطور تاء را ترسيم مىكند : « 2 »
at - ah - a - E
در اينجا در اولين مرحله اين تطور تغيير درنگ مىكنيم و آن مرحله هاء است « 3 » و آن همان چيزى است كه مىتواند مشكل مورد نظر ما را حل كند . كاتبان تاء را به همان صورتى كه وقف مىكردند ، به شكل هاء مىنوشتند ولى كتابت همان گونه كه بارها گفتهايم كمتر به نشان دادن پديدههاى جديد لغوى مىپردازد و بيشتر به حفظ صورت قبلى كلمات تمايل دارد هر چند كه تغييراتى در تلفظ حاصل شود . بنابراين تاى تانيت حتى در حال وقف نيز به صورت تاء نوشته مىشد ولى با گذشت مدت طولانى ، بناچار و بتدريج از پديده جديد پيروى كرد و اين شايد يكى ديگر از مراحل تطور آن بود . كتابت نبطى و كتابت عربى قديم مراحل اين تطور سر نخهايى به دست ما مىدهد . اسماء مؤنث در كتابت نبطى همواره با تاء نوشته مىشد ، مانند : خلت ( خالة ) ، ويلت ( وائلة ) ، غزلت ( غزالة ) ، ملكت ( مليكة ) ، ريفت ( رائفة ) . . . « 4 » و در بعضى از سنگ نوشتههاى نبطى كه به قرن سوم و چهارم ميلادى
هامش
( 1 ) دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنيه ، ص 83 .
( 2 ) همان مصدر ، ص 84 .
( 3 ) مراحل بعد از اين مرحله در لهجههاى عربى معمول خودمان مىبينيم كه در اينجا محل بحث ما نيست ( بنگريد به : جان كانتينو : دروس فى علم اصوات العربيه ، ترجمه عربى ، تونس ، 1966 ، ص 57 .
( 4 ) بنگريد به : دكتر جواد على ، ج 7 ، ص 307 .