در لغت عربى اين است كه در موقع وقف ، بر حركات كوتاه ، هاى سكت ملحق مىشود مشروط بر اينكه آن حركات مربوط به كلمه مبنى باشند كه متكلم به اظهار آنها علاقه دارد و لذا هاى سكت بر حركات كلمات معرب داخل نمىشود « 1 » .
روايت وقف بر هاى سكت از يعقوب بن ابى اسحاق الحضرمى ( متوفى 205 ه ) قارى بصرى بعد از ابى عمرو ، وارد شده و نيز از بزى ( احمد بن محمد المكى متوفى 250 ه ) در بعضى از حالات وقف وارد شده و آن حالاتى است كه كلمه منتهى به فتحه بناء و يا مانند آن باشد و اين هاء در كتابت نمىآيد « 2 » . همچنين علماى عربى نظريههاى اعراب را در زيادت اين هاء در حال وقف بيان كردهاند « 3 » و براى همين است كه اثبات هاء در رسم اين كلمات اثرى از آثار اين پديده است و كاتب در رسم اين كلمات به تلفظ كلمه و آنچه كه شنيده است توجه كرده و قرّاء بر وقف بر هاء اجماع كردهاند ولى در اينكه آيا در حال درج ، هاء حذف يا اثبات مىشود ، اختلاف نظر دارند « 4 » .
اندكى پيش گفتيم كه تناسب رؤوس آيات و رعايت نظم صوتى ميان آنها باعث شده كه در آخر بعضى از كلماتى كه الف و لام معرفه دارند ، الفى اضافه شود . در اينجا نيز همان وضع را در اثبات هاى سكت ملاحظه مىكنيم ، زيرا كلماتى كه آورديم غير از دو كلمه :
( اقتده و لم يتسنه ) كه در آنها هاء براى بيان حركت كوتاهى است كه از حركت بلندى باقى مانده كه به دليل جزم يا طلب كوتاه شده است ، بقيه كلمات در پايان آياتى قرار گرفتهاند كه آن آيات با آياتى مجاورت دارند كه در حال وقف با مقطع صوتى ( ليه ) و يا هموزن آن پايان مىيابند و در آنها هاء عوض تاى تانيث است و چون اين كلمات در پايان آيات مجاور با آن آيات قرار گرفتهاند ، تناسب صوتى پايان آيات در حال وقف ، اقتضا مىكند كه مقطع ( لى ) كه پايان اين كلمات است به ( ليه ) تبديل شود و ها ساكن به آن اضافه گردد .
اينك درباره اين آيات و طريقهء وقف بر رؤوس آنها تأمل كنيم : ( الحاقه 69 / 18 - 29 )
يَوْمَئِذٍ تُعْرَضُونَ لا تَخْفى مِنْكُمْ خافِيَةٌ - فَأَمَّا مَنْ أُوتِيَ كِتابَهُ بِيَمِينِهِ فَيَقُولُ هاؤُمُ اقْرَؤُا كِتابِيَهْ - إِنِّي
هامش
( 1 ) دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنية ، ص 85 و بنگريد به : ابن يعيش ، ج 10 ، ص 2 .
( 2 ) ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 136 - 134 و بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 61 و دمياطى ، ص 104 .
( 3 ) بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 279 - 277 .
( 4 ) بنگريد به : ابو بكر انبارى ، ج 1 ، ص 306 و ابن خالويه : اعراب ثلاثين سوره ، ص 164 .