هاى قلب شده از تاء پنداشتهاند ، اين حقيقت را تغيير نمىدهد كه به هر حال آن حرف هاء است . بخصوص اينكه نوشتن تاء به صورت هاء در رسم عثمانى مربوط به عصر پيش از عصر نحويهاست و آن زمانى بود كه كتابت در ثبت پديدههاى لغوى ، بيشتر به تمرين و تكرار تمايل داشت و از حدود و قواعدى كه نحويها آن را ساختند دور بود و براى درك اينكه به هر حال هاء جانشين تاء شده است ، كافى است بدانيم كه كاتبان در عصر نسخه بردارى مصاحف ، بر اساس صدايى كه شنيده مىشد ، تاء را هاء نوشتند .
3 . هاى سكت در رسم عثمانى
مطلبى كه اخيرا گفتيم ما را به بحث از يك پديده ديگر وادار مىكند و آن افزايش « هاء » در آخر بعضى از كلمات در رسم عثمانى است . اين هاء نزد دانشمندان علوم عربى به « هاى سكت » معروف است و كلماتى كه هاى سكت به آنها ملحق شده هفت كلمه است به اين شرح « 1 » : ( لم يتسنه ، اقتده ، كتابيه ، حسابيه ، ماليه ، سلطانيه ، ماهيه ) « 2 » .
پيشتر گفتيم كه قاعده عمومى در زبان عربى ، وقف بر سكون است و عربها وقف بر مقطع مفتوح را ناپسند مىدانند « 3 » . و براى همين است كه حركتهاى كوتاه در آخر كلمات غالبا در حال وقف ساقط مىشوند . ولى بعضى از كلمات مبنى ، با حركتى پايان مىيابند كه به تعبير نحويها آن حركت شدت دار بودن را مىرساند ، « 4 » و لذا در حال وقف هم مانند حال وصل بايد تلفظ شود ولى عربها همان گونه كه گفتيم از وقف بر مقطع مفتوح نفرت دارند و لذا بعد از اين حركت نفس خود را به نحوى طول مىدهند كه از آن ، هاء متولد مىشود و اين علامتى مىشود بر اينكه حنجره ، آخرين صداى كلامى خود را ادا كرده است « 5 » و در واقع وظيفه اين هاء تبيين حركت ما قبل است « 6 » . و خلاصه اينكه غالب و شايع
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن خالويه : اعراب ثلاثين سورة ، ص 164 .
( 2 ) نشانى اين كلمات به ترتيب بدين قرار است : بقره 2 / 259 ، الحاقه 69 / 16 و 25 ، الحاقه 69 / 20 و 26 ، الحاقه 69 / 28 ، الحاقه 69 / 29 ، القارعة 101 / 10 .
( 3 ) بنگريد به : دكتر عبد الصبور شاهين : القرائات القرآنيه ، ص 78 .
( 4 ) بنگريد به : ابن يعيش ، ج 10 ، ص 2 .
( 5 ) دكتر عبد الصبور شاهين : القراءات القرآنية ص 86
( 6 ) بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 289 و ابوبكر انبارى ، ج 1 ، ص 306 و ابن خالويه : اعراب ثلاثين سوره ، ص 164 .