مىگفت ( رحمه اللّه ) تلفظ او با هاء بود و كاتب نيز مطابق تلفظ او با هاء مىنوشت « 1 » .
قاريان در وقف بر اين گونه كلمات اختلاف نظر دارند . بيشتر آنها در كلماتى كه با تاء نوشته شده بر همان تاء وقف مىكردند و مىگفتند : نبايد از وقف به آنچه كه در مصحف است تجاوز كرد ، پس هر چه در مصحف با تاء نوشته شده وقف بر تاء و هر چه با هاء نوشته شده وقف بر هاء مىشود . ولى ديگران گفتهاند كه تو مخير هستى اگر خواستى در تمام كلماتى كه در مصحف آمده با هاء وقف مىكنى و اگر خواستى با تاء وقف مىكنى .
اگر با هاء وقف كردى دليل تو اين است كه تو اراده سكت كردهاى و اگر با تاء وقف كردى دليل اين است كه اراده وصل كردهاى « 2 » .
شايد كسى كه در تانيث با تاء وقف مىكند و به همين صورت هم مىنويسد ، از لهجه طايفهاى از عرب پيروى مىكند ، همان طايفهاى كه سيبويه مىگويد « 3 » : « ابو الخطاب گمان داشت كه گروهى از عربها در حال وقف مىگويند : « طلحت » اينها درباره تاء هم در حال وقف و هم در حال وصل يك سخن مىگويند و گفته شده كه اين ، لهجه قبيله طى است آنها مىگويند : حمزت و طلحت . و روايت شده كه آنها در جنگ يمامه ندا مىدادند : « يا اهل سورة البقرت » در اين باره چند بيت شعر هم نقل شده كه قافيهء آنها كه به تاى تانيث منتهى شده است ، با تاء آمده است ( مسلمت الغلصمت ، امت ) « 4 » و شايد در اين موارد كه تاى تانيث به صورت تاء آمده ، مطابق با همين لهجه است . « 5 »
اين بود تلاش دانشمندان پيشين در تحليل و توجيه پديدهء رسم تاى تانيث كه در بعضى از موارد به صورت تاء و در اكثر موارد به صورتهاء نوشته شده است . البته ممكن بود ما نيز در اين سخن با آنها هم عقيده شويم كه كاتب هر وقت كه كلام را وصل مىكرد به
هامش
( 1 ) بنگريد به : هجاء مصاحف الامصار ، ص 80 - 79 .
( 2 ) ابوبكر انبارى ، ج 1 ، ص 281 و بنگريد به : دانى : التيسير ، ص 60 و دمياطى ، ص 103 .
( 3 ) الكتاب ، ج 2 ، ص 281 و بنگريد به : صولى ، ص 249 و ابن جنى : سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 176 و ابن فارس ، ص 19 ، و ابن يعيش ، ج 9 ، ص 81 .
( 4 ) مهدوى ، ص 80 و نيز بنگريد به : ابن جنى : سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 177 و الخصائص از همان نويسنده ، ط 2 ، قاهره ، دار الكتب المصريه ( 56 - 1952 ) ج 1 ، ص 304 .
( 5 ) بنگريد به : علم الدين سخاوى : الوسيله ، برگ 68 أ .