مورد كه با تاء و به صورت ( رحمت ) نوشته شده است « 1 » .
مانند آن است ( سنة ) كه سيزده جا آمده و همه جا با هاء نوشته شد جز در پنج مورد كه با تاء و به صورت ( سنت ) نوشته شده است « 2 » .
و نيز كلمه ( نعمة ) سى و چهار بار آمده و همه جا با هاء نوشته شده جز در يازده مورد كه با تاء است ( نعمت ) « 3 » .
همچنين كمله ( امراة ) يازده بار آمده و همه جا با هاء جز در هفت مورد كه با تاء به صورت ( امرات ) نوشته شده است « 4 » .
و نيز واژهء ( كلمة ) همه جا با هاء است جز در يك مورد كه به صورت ( كلمت ) و با تاء نوشته شده است . همچنين اين لفظ در چهار مورد نيز با تاء نوشته شده ولى آنها مواردى هستند كه ميان مفرد يا جمع بودن كلمه ميان قراء اختلاف نظر وجود دارد « 5 » .
و نيز كلمه ( لعنة ) و ( معصية ) همه جا با هاء است جز در دو مورد كه با تاء آمده است « 6 » .
و نيز چندين كلمه در يك مورد با تاء نوشته شده مانند : ( شجرت ، قرت ، ثمرت ، بقيت ، جنت ، آيت ، بينت ، فطرت ) و مانند آنها « 7 » .
بعضى از اين مثالها به صورت جمع هم خوانده شده كه رسم با تاء يك امر طبيعى خواهد بود ، ولى بسيارى از آنها فقط به صورت مفرد خوانده شده است ، « 8 » و براى همين است كه دانشمندان سعى كردهاند كه براى اين دوگانگى در رسم علتى بيابند و علماى عربى و علماى رسم و قرائات در جهت دستيابى به توجيه اين كار تلاشهايى كردهاند و قدمهايى كه در اين ميدان برداشتهاند نزديك به هم است ، جز خليل بن احمد و شاگرد او سيبويه كه سخنان غريبى گفتهاند و اى بسا از حقيقت و صواب دور افتادهاند هنگامى كه تغيير تاء
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابوبكر انبارى ، ج 1 ، ص 283 و مهدوى ، ص 76 و دانى : المقنع ، ص 77 .
( 2 ) بنگريد به : ابوبكر انبارى ، ج 1 ، ص 283 و مهدوى ، ص 77 و دانى : المقنع ، ص 78 .
( 3 ) بنگريد به : همان مصادر به ترتيب ، ج 1 ، ص 284 و 76 و 77 .
( 4 ) همان مصادر به ترتيب ج 1 ، ص 280 و ص 77 ، 78 .
( 5 ) همان مصادر ، ج 1 ، ص 286 ، 78 ، 79 .
( 6 ) همان مصادر ، ج 1 ، ص 286 ، 77 ، 78 ، 80 .
( 7 ) بنگريد به : مهدوى ، ص 78 و دانى ، ص 82 .
( 8 ) بنگريد : ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 129 به بعد و نيز بنگريد به : ابن وثيق اندلسى ، لوح 11 .