آن كلمات با الف خوانده مىشود تا تناسب صوتى در توقف قارى در رؤوس آياتى كه الف عوض از تنوين وقف دارند ، رعايت شود ، و مثال آن قول خداوند است در سوره احزاب ( 33 / 68 - 64 )
إِنَّ اللَّهَ لَعَنَ الْكافِرِينَ وَ أَعَدَّ لَهُمْ سَعِيراً - خالِدِينَ فِيها أَبَداً لا يَجِدُونَ وَلِيًّا وَ لا نَصِيراً - يَوْمَ تُقَلَّبُ وُجُوهُهُمْ فِي النَّارِ يَقُولُونَ يا لَيْتَنا أَطَعْنَا اللَّهَ وَ أَطَعْنَا الرَّسُولَا - وَ قالُوا رَبَّنا إِنَّا أَطَعْنا سادَتَنا وَ كُبَراءَنا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا - رَبَّنا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذابِ وَ الْعَنْهُمْ لَعْناً كَبِيراً
و مانند همان است قول خداوند در همين سوره ( آيه 10 ) :
وَ تَظُنُّونَ بِاللَّهِ الظُّنُونَا .
به طورى كه مىبينيم الف در كلمات : ( الظنون و الرسول و السبيل ) « 1 » اثبات شده در حالى كه اين كلمات الف و لام تعريف دارند و شك نيست كه الف در اينجا عوض از تنوين نيست و تنها براى هماهنگى رؤوس آيات به هنگام قرائت است بخصوص اگر بدانيم كه تمام رؤوس آيات كه جمعا 73 آيه است به الف كه عوض تنوين است ختم مىشود جز در يك آيه كه آيه 4 است
وَ اللَّهُ يَقُولُ الْحَقَّ وَ هُوَ يَهْدِي السَّبِيلَ
كه بدون الف ختم شده است . البته احتمال داشت كه الف در اين كلمه هم ( اگر قياس در اينجا صحيح باشد ) مانند سه كلمه ديگر نوشته شود ، ولى آمدن اين كامله بدون الف دليل بر اين است كه الف در اينجا لازم نيست و در هر كجا كه آمده به همان دليل است كه اشاره كرديم « 2 » . البته نافع و ابن عامر و ابوبكر به نقل از عاصم و أبو جعفر ، سه كلمه : ( الظنونا و الرسولا و السبيلا ) را هم در حال وصل و هم در حال وقف با الف خواندهاند . و ابن كثير و حفص و كسايى و خلف ، آنها را فقط در حال وقف با الف خواندهاند و ابو عمرو و حمزه آنها را در هر دو حال بدون الف خواندهاند . « 3 »
الف عوض تنوين در كلمه ( سلاسل ) « 4 » در سوره انسان ( 76 / 4 ) اثبات شده است : « انا اعتدنا للكافرين سلسلا و اغلالا و سعيرا » و مصاحف در اثبات الف در كلمه ( قوارير ) « 5 » دوم در سوره انسان ( 76 / 16 - 15 ) اختلاف دارند :
وَ يُطافُ عَلَيْهِمْ بِآنِيَةٍ مِنْ فِضَّةٍ وَ أَكْوابٍ كانَتْ قَوارِيرَا - قَوارِيرَا مِنْ فِضَّةٍ قَدَّرُوها تَقْدِيراً
اختلاف به اين صورت است كه بعضيها آن را در
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن ابى داود ، ص 111 و ابو بكر انبارى ، ج 1 ، ص 374 و مهدوى ، ص 95 و دانى : المقنع ص 39
( 2 ) بنگريد به : زمخشرى : الكشاف ، ج 3 ، ص 417 .
( 3 ) بنگريد به : دمياطى ، ص 353 .
( 4 ) بنگريد به : ابن ابى داود ، ص 115 و دانى : المقنع ، ص 39 .
( 5 ) بنگريد به : فرّاء : معانى القرآن ، ج 3 ، ص 204 و دانى : المقنع ، ص 39 - 38 .