تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 241

مساهمون:

ص٢٤١
تلفظ و هم در كتابت نون حذف مىشود و الف جايگزين آن مىگردد . اين نون در فعل به منزلهء تنوين در اسم است و هرگاه كه ما قبل آن مفتوح باشد تبديل به الف مىشود « 1 » و در خط هم الف نوشته مىشود ، زيرا كه شبيه تنوين است . « 2 » اين موضوع در دو جاى مصحف آمده و در تمام مصاحف نون خفيفه به صورت الف نوشته شده است ، « 3 » آن دو مورد ، يكى در سوره يوسف است ( 12 / 32 )
. . . وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِينَ
و ديگرى در سوره علق ( 96 / 15 )
. . . لَنَسْفَعاً بِالنَّاصِيَةِ
. از كلماتى كه مانند تنوين نصب با الف نوشته مىشود ، كلمه ( اذن ) است و به نظر مىرسد كه در اين كلمه وقف بر الف مىشد و لذا در قرآن در هر كجا كه آمده با الف نوشته شده است ، « 4 » مانند
. . . وَ إِذاً لا يَلْبَثُونَ خِلافَكَ إِلَّا قَلِيلًا
( اسراء 17 / 76 ) و
. . . فَإِذاً لا يُؤْتُونَ النَّاسَ نَقِيراً
( نساء 4 / 53 ) و
إِذاً لَأَذَقْناكَ
( اسراء 17 / 75 ) و
قَدْ ضَلَلْتُ إِذاً
( انعام 6 / 56 ) . خواهيم ديد كه وقف بر رؤوس آيات ، در حذف و يا اثبات علامتهاى حركات بلند اثر دارد و اين پديده را در مثالهاى متعددى مىبينيم و آن هنگامى است كه اواخر آيات با الف ختم مىشود كه عوض تنوين در حال وقف است . در چنين شرايطى الف در كلماتى كه در آخر آيات قرار گرفته‌اند اثبات مىشود حتى اگر الف لام معرفه داشته باشند كه مىدانيم الف و لام با تنوين در يك كلمه جمع نمىشود . و اين تنها بدان جهت است كه در قرائت ،
هامش
( 1 ) بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 154 و مبرد ، ج 3 ، ص 17 و ابن يعيش ، ج 9 ، ص 88 ( 2 ) بنگريد به : ابن خالويه ( حسين بن احمد ) : اعراب ثلاثين سورة ، حيدر آباد ، جمعيّة دائرة المعارف العثمانى 1941 ص 140 و عقيلى لوح 11 . ( 3 ) دانى : المقنع ، ص 43 و 101 . ( 4 ) دانى : المقنع ، ص 43 . سيوطى مىگويد : نظر همگان بر اين است كه اذن در حال وقف با الف مىآيد و قرّاء بر آن اجماع كرده‌اند ( بنگريد به : الاتقان ، ج 2 ، ص 154 ) ولى هنگامى كه دانشمندان علوم عربى خواستند كه اصول قواعد هجا را از رسم عثمانى اخذ كنند ، در اينكه اين كلمه با نون يا با الف نوشته شود اختلاف كردند . جماعت اهل رسم بر كتابت آن با الف است و جماعت نحويها بر كتابت آن با نون است ( بنگريد به : ابن قتيبه : ادب الكاتب ، ص 254 و ابن در ستويه ، ص 49 و بطليوسى ، ص 166 ) و بهترين كسى كه درباره اين تعارض سخن گفته ، ابو عبد اللّه بن جهنى است ( البديع برگ 263 ) كه مىگويد : از مبرد نقل شده كه مىگفت : نوشتن ( اذن ) جز با نون جايز نيست و مىگفت : دوست دارم دست كسى كه آن را با الف مىنويسد بريده شود . ابو عبد اللّه مىگويد : سخن او مردود است و به آن اعتنا نمىشود ، بلكه بايد دست كسى كه در مصحف آن را با نون مىنويسد قطع شود ، زيرا كه با اجماع مخالفت كرده است .