تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
در حال مرفوع يا مجرور بودن اسم ، حذف مىشود و در حال منصوب بودن اسم نيز حذف مىشود ولى حرف الف ( فتحه بلند ) هم در تلفظ و هم در كتابت جانشين آن مىگردد . اينكه تنوين را در رسم به صورت نون نمىنويسند ، به اين جهت است كه تنوين از اصل بناى كلمه نيست و زايد بر معناست و لذا اين نون به خاطر فرق گذارى ميان نون زايد و نون اصلى « 6 » حذف مىشود . و ابن جنّى الفى را كه جانشين تنوين مىشود عوض از آن در حال وقف مىداند « 7 » و بعضيها بدل از آن مىدانند . « 8 » به هر حال علت اصلى نوشتن الف در رسم ، همان ثبوت الف در تلفظ به هنگام وقف در حالت نصب كلمه است و مىدانيم كه در هنگام وقف در حالت رفع و جر نه تنوين و نه الف هيچ كدام تلفظ نمىشوند و لذا در اين حالت ، تنوين حذف مىشود بدون اينكه چيزى در رسم و يا تلفظ جانشين آن شود « 9 » . مثالهاى اين پديده در رسم عثمانى بيشتر از آن است كه شمارش شود و كافى است كه مثلا به اوّل سوره كهف نگاه كنيم و اين پديده را در آنجا ببينيم : ( عوجا ، قيما ، بأسا ، شديدا ، اجرا حسنا ، أبدا ، ولدا ، كذبا ، اسفا . . . ) « 10 » از چيزهايى كه به تنوين در حال نصب شباهت دارد ، نون تأكيد خفيفه است و شباهت آن از اين جهت است كه آن هم نون ساكن ما قبل مفتوح است و در حال وقف ، هم در
هامش
( 6 ) بنگريد به : سيبويه ، ج 2 ، ص 281 و ابن جنى همان مصدر ، برگ 178 / أ و دانى : المحكم ، ص 59 . ( 7 ) سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 84 . ( 8 ) ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 133 و دكتر تمام حسان : اللغة العربية ، ص 272 . ( 9 ) زركشى در ( البرهان ، ج 1 ، ص 69 ) مىگويد : بنا در فاصله‌هاى آيات بر وقف است و لذا كلمه مرفوع با كلمه مجرور و بالعكس مقابل هم مىافتند و همچنين مفتوح با منصوب بدون تنوين مقابل هم قرار مىگيرند و از همين جاست قول خداوند :إِنَّا خَلَقْناهُمْ مِنْ طِينٍ لازِبٍ( صافات 37 / 11 ) كه پيش از آن ، اين آيات گذشته است :عَذابٌ واصِبٌ( آيه 9 ) وشِهابٌ ثاقِبٌ( آيه 10 ) و همچنين :بِماءٍ مُنْهَمِرٍ( قمر 54 / 11 ) وقَدْ قُدِرَ( آيه 12 ) و نيز :وَ ما لَهُمْ مِنْ دُونِهِ مِنْ والٍ( رعد 13 / 11 ) با آيه :وَ يُنْشِئُ السَّحابَ الثِّقالَ( آيه 12 ) . ( 10 ) كلمه ( تترا ) در سوره مؤمنون ( 23 / 44 ) با الف نوشته شده كه با قرائت تنوين و يا تفخيم است ( دانى : المقنع ، ص 44 و التفسير از همان نويسنده ، ص 159 ) و نيز بنگريد به : فرّاء : معانى القرآن ، ج 2 ، ص 239 .