تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 233

مساهمون:

ص٢٣٣
به نظر مىرسد كه كار انتخاب حروفى كه كاتبان براى آنها علامتهاى مستقلى قرار داده‌اند ، يك كار لغوى مهمى است كه احتياج به تأمل و دقت دارد ، بخصوص اينكه اين كار در زمانى جلوتر از تاريخ تمدن بشرى صورت گرفته است ، يعنى همزمان با اختراع نظام كتابت حروف بوده كه بر اساس اختصاص يك علامت براى هر كدام از اصوات تنظيم شده است . اهميت اين كار هنگامى آشكار مىشود كه بدانيم گويش يك لغت كه در كتابت با چند علامت محدود نشان داده مىشود ، چند برابر آن صداهاى متمايزى دارد كه در هنگام سخن گفتن آشكار مىشود و كاتب نخستين بايد اين تعداد زياد از صداها را كه مىخواهد براى آنها علامتى قرار بدهد ، خلاصه و فشرده كند و آن را به حداقل واحدهايى برساند كه در اصطلاح جديد به آن ( فونيم
Phoneme
) گفته مىشود « 1 » و براى هر يك از آنها علامت واحدى در خط قرار بدهد . مثلا ( نون ) اصطلاحى است كه شامل چندين صداست مانند صداى آن در اوّل كلمه ( سخن ) و صداى آن قبل از ثاء در ( ان ثاب ) و صداى آن قبل از ظاء در ( ان ظهر ) و صداى آن قبل از شين در ( ان شاء ) و صداى آن قبل از قاف در ( ان قال ) در حالى كه ميان مخارج اين صداها تفاوتهاى آشكارى وجود دارد ، ولى اين تعداد از صداها در اصطلاح ( نون ) ناميده شده است « 2 » بدون اينكه براى هر كدام از آنها علامت مخصوصى تعيين شود ، با اينكه در تلفظ ، ميان آنها تفاوتهاى آشكارى وجود دارد به همان ترتيبى كه حمزه اصفهانى عقيده داشت و نقل كرديم . او معتقد بود كه كتابت عربى ناقص است و علامتى براى نون در كلمه ( منذر ) ندارد ، بلكه به تمام اين صداها با يك علامت اشاره مىشود و همه آنها اعضاى يك خانواده محسوب مىگردند و صداهاى ديگر نيز به همين ترتيب است . مثلا مشهور ميان بعضى از قراء ترقيق راء و لام در بعضى از سياقها و تفخيم راء و تغليظ لام در موارد ديگر است ؛ « 3 » ولى اين موجب نشده كه براى دو حالت راء و لام دو علامت وضع شود بلكه علامت راء و لام به هر دو حالت دلالت مىكند ، « 4 » و سخن
هامش
( 1 ) درباره مفهوم فونيم و نظرياتى كه در مورد مشخص كردن معناى آن وجود دارد ، بنگريد به : دكتر محمود سحران ، ص 121 و بعد . و دكتر كمال محمد بشر : الاصوات ، ص 213 - 201 . ( 2 ) دكتر تمام حسان : مناهج البحث فى اللغة ، ص 125 . ( 3 ) بنگريد به : ابن الجزرى : النشر ، ج 2 ، ص 90 و 111 . ( 4 ) بنگريد به : دكتر ابراهيم انيس : الاصوات اللغوية ، ص 66 و 67 .