تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
مدّ مىشوند ، مانند الف . و شايد واضح‌ترين صورت تمايز و فهم طبيعت حركات و فرق ميان آنها و صوامت به طور كلى همان مطلبى باشد كه ابو الحجاج بلوى از ابن سيد نقل كرده و بر ماست كه آن را در پرتو اصطلاحات قديمى بفهميم . آن مطلب اين است : « 1 » « ابن سيد مىگويد : در ميان حروف معجم هيچ حرفى مبنى بر سكون نيست مگر حرف الف . و اين بدان جهت است كه الف صوت است و در حلق و دهان مخرجى براى آن نيست و آن مانند صدايى است كه از بوق شنيده مىشود وقتى كه شيپورچى انگشتانش را روى سوراخهاى شيپور نگذارد ، و اگر انگشتانش را روى سوراخها گذاشت و آنها را حركت داد اين صدا بريده مىشود و به صورت آهنگها در مىآيد . همين طور است صدايى كه از ريه خارج مىشود اگر در مخرجها تقطيع شود حروف مىگردد . الف در اين ويژگى با دو خواهر خود كه براى مدّ ولين وضع شده‌اند ، مشترك است و آنها عبارتند از واو ساكن ما قبل مضموم در مثل : ( عنقود ) و ياى ساكن ما قبل مكسور در مثل : ( قنديل ) . اينها صداهايى هستند كه مقطع ندارند همانطور كه الف نداشت ، جز اينكه گاهى ما قبل واو و ياء مفتوح مىشود ، در اين صورت مدّ آنها از بين مىرود ولى لين آنها باقى مىماند در مثل : ( ثوب و بيت ) . و گاهى واو و ياء خود متحرك مىشوند ، در اين صورت مدّ ولين هر دو از بين مىرود و به حروف صحيح ملحق مىشوند . . . » ابن سينا نيز به همين ترتيب درباره حركتهاى بلند سه گانه سخن گفته و آنها را « مصوت » ها ناميده و نيز درباره حروف صامتى كه در رسم الخط مانند حركتهاى بلند نوشته مىشوند نيز سخن گفته و سخن او در وضوح و روشنى كمتر از سخن ابن سيد نيست و او به دقت يك دانشمند در مواردى كه اين اصوات ضابطه خاصى ندارند به طور قطع سخن نمىگويد و متوقف مىشود و اين هنگامى است كه او تعبيرى مانند : ( گمان مىكنم ) به كار مىبرد و يا تصريح مىكند كه ( كار اين سه علامت براى ما مشكل است ) « 2 » .
هامش
( 1 ) الف با ، ج 1 ، ص 317 - 316 . ( 2 ) بنگريد به : ابن سينا ( رئيس ابو على حسين بن عبد اللّه بن سينا ) : اسباب حدوث الحروف ، قاهره ، المطبعة السلفيه ، 1352 ه ، ص 17 - 16 .