دوم : نشان دادن صوامت در رسم عثمانى
هنگامى كه به رسم عثمانى نگاه مىكنيم تا ببينيم كه به چه حدى حروف صامت را نشان داده است ، لازم است كه ميان دلالت علامتهاى الف و واو و ياء بر همزه و ياء و واو صامت و ميان دلالت آنها بر حركتهاى بلند سه گانه ، فرق بگذاريم . البته در اين مبحث قصد ما حل مشكل علامتهاى حروف صامت است و بقيه مطالب مربوط را به مباحث آينده موكول مىكنيم .
حروف عربى صامت كه كاتبان آنها را با علامتهاى مخصوص نشان مىدهند ، عبارتند از : ( همزه ، ب ، ت ، ث ، ج ، ح ، خ ، د ، ذ ، ر ، ز ، س ، ش ، ص ، ض ، ط ، ظ ، ع ، غ ، ف ، ق ، ك ، ل ، م ، ن ، ه ، و ، ى ) .
پيش از اين گفتيم كه كتابت عربى قبل از رسم عثمانى ، احتياج داشت كه ميان علامتهاى بعضى از حروف صامت كه در يك علامت مشترك بودند ، فرق گذاشته شود و گفتيم كه علت اين پديده آن بود كه كتابت نبطى با حروف منفصلى نوشته مىشود كه در زمانهاى اوليه از هم تشخيص داده مىشد ، ولى با گذشت زمان حروف يك كلمه بتدريج با همديگر مربوط شد و اين موجب آن گرديد كه بعضى از حروف شكل مستقل خود را از دست بدهد و به شكل حروف ديگر نزديك شود ، و نيز موجب شد كه يك حرف در موقعيتهاى مختلف ، شكلهاى گوناگونى به خود بگيرد . اين پديده كه بعضى از حروف صامت در يك علامت با هم مشترك شدند ، همچنان در كتابت عربى حاكم بود و كاتبان وحى در تدوين متن قرآن و در نسخهبردارى از مصاحف عثمانى از آن تبعيت كردند . و اين كار تا نيمه دوم قرن اوّل هجرى ادامه داشت ، به طورى كه در فصل بعدى ان شاء اللّه توضيح خواهيم داد و شايد اينكه گفته مىشود كه علامتهاى كتابت عربى روزى از همديگر متمايز بود ، اشاره به اختلاف شكل اين علامتهاست به هنگامى كه منفصل هستند و يا در پايان كلمه قرار مىگيرند .
از اين گذشته تشابه شكل علامتهاى بعضى از حروف ، مشكل مهمى در قرائت صحيح متن مكتوب نبود ، بخصوص اينكه مردم در آن زمان داراى زبان فصيحى بودند و تلقين شفاهى پيش از كتابت مهمترين وسيله در دريافت متن قرآنى و حفظ و اشاعه آن بود .