تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 234

مساهمون:

ص٢٣٤
صاحب كتاب ( المبانى ) چه خوب به اين فكر لغوى جديد دلالت دارد آنجا كه مىگويد « 1 » : « نون ساكن قبل از باء در كلماتى مانند : ( من بعد ) و ( العنبر ) صدايى مانند صداى ميم مىدهد ولى در خط رعايت نشده و به نون تغليب داده شده است » . ولى آيا كدام ضابطه است كه ما به وسيله آن صدايى را كه مستقلا علامت نوشتارى دارد ، از صدايى كه داخل در خانواده صداهاى فرعى است كه به هم با يك علامت اشاره مىشود ، تشخيص بدهيم ؟ صداهاى منطوق يك لغت به دو قسم تقسيم مىشود : قسمى كه عارضى است و از اختلاف محل صوت حادث مىشود ، و نوع ديگر اساسى و از لحاظ معنا مهم است ، « 2 » و تشخيص ميان صدايى كه علامت نوشتارى دارد و صدايى كه علامت ندارد و تحت علامت صداى ديگر مندرج است ، به عهده فرايند لغوى صدا يعنى بر توانايى آن در تغيير معانى كلمات است « 3 » . مثلا صداى صاد در انگليسى در مثل
Sun
( آفتاب ) و
Son
( پسر ) شنيده مىشود ولى اين صدا يكى از « فونيم » هاى انگليسى محسوب نمىشود ، چون در انگليسى اين صدا براى فرق گذارى ميان معانى استعمال نمىشود ، يعنى در انگليسى دو كلمه وجود ندارد كه هر كدام معناى مستقلى بدهد و حروف يكى از آنها مطابق حروف ديگرى باشد و فقط يكى صداى سين و ديگرى صداى صاد بدهد ، ولى در عربى مىبينيم ( سبر ) در مقابل ( صبر ) است و براى همين است كه در عربى صاد يك « فونيم » و سين كه يك « فونيم » ديگرى است ولى در انگليسى صداى صاد شاخه‌اى از فونيم سين است . « 4 » رسم عثمانى در نشان دادن صداهاى لغت با علامتهاى معين ، به همين اصل عمومى جارى شده و به نقش صداها در تغيير معانى كلماتى بستگى دارد و به صدايى كه هنگام تغيير موقعيت حرف و قرار گرفتن آن در سياق يك كلام حاصل مىشود ، اعتنا نشده است . بنابراين صداهاى لغوى در يك كلام متصل يكى از ديگرى متأثر مىشود و چون كسى به طور طبيعى و بدون تكلف سخن مىگويد ، ملاحظه مىكنيم كه صداهاى يك كلمه گاهى
هامش
( 1 ) مقدمه كتاب المبانى از يك نويسنده ناشناخته . ( 2 ) بنگريد به : دكتر خليل ابراهيم حماش ، ص 511 . ( 3 ) بنگريد به : دكتر كمال محمد بشر : الاصوات ، ص 203 . ( 4 ) بنگريد به : دكتر محمود السعران ، ص 122 - 123 .