تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
نظر از بعضى اشتباهات تاريخى كه وسايل پرهيز از آن اشتباهات در اختيارشان نبود . اين ابن در ستويه است كه مىگويد « 1 » : « حروف معجم بيست و هشت حرف است كه تلفظ آنها مختلف و علامتهاى آنها هيجده علامت است ، چون صورت دو و سه حرف از آنها يكى است و اگر تشابه نبود ، هر حرفى علامتى داشت و حروفى كه علامت ندارند عبارتند از : دو مدّ و همزه ، چون براى دو مدّ حرف مضموم و حرف مكسور شكل و علامتى وضع نشده همان‌گونه كه براى مدّ حرف مفتوح علامت الف وضع شده است ولى آن دو مد به شكل واو و ياء نوشته مىشوند همان‌گونه كه تاء و ثاء به شكل ياء و همزه به شكل حروف لين نوشته مىشود و گاهى هم جهت پيروى از تخفيف در تلفظ حذف مىشود . » ما اكنون مىدانيم كه اين سخن درست نيست كه علامت الف در اصل همان علامت فتحه بلند است ، كه ابن در ستويه آن را مدّ مفتوح مىناميد نه همزه . على رغم اين مطلب تصورى كه ابن در ستويه از اين مشكل و رابطه حركه‌هاى بلند و واو و ياء از جهت صدا و علامت دارد ، تصور درستى است و دانشمندان جديد چيزى بر آن نيفزوده‌اند مگر در جنبه تاريخى مسأله كه البته اهميت فراوانى دارد . در اين فهم درست ، ابن در ستويه تنها نيست . حمزه اصفهانى مطلبى را به ما ارائه داده كه شبيه چيزى است كه دانشمندان جديد آن را ( نگارش بين المللى حروف ) مىنامند . « 2 » او مىگويد : « اگر كسى از اهل زمان بخواهد كتابتى را وضع كند كه از تصحيف سالم باشد و تمام حروفى را كه در تمام زبانها استعمال مىشود ، در بر بگيرد ، لازم است كه چهل شكل براى چهل حرف وضع كند . بيست و نه حرف از آنها همان هجاى عربى است كه عبارتند از : أ ب ت ث ج ح خ . . . و چهار تا از آنها حروفى است كه در زبان عربها جارى است ولى براى آنها علامت خاصى در نظر گرفته نشده و آنها عبارتند از : نون غنه و همزه و واو و ياء لين . نون غنه همان است كه از دماغ خارج مىشود مانند نون ( منذر ) چون مخرج آن همان مخرج نون ( رسن ) نيست . و همزه مانند : قرأ و رفأ و مانند حرف اوّل از كلمه ( أحمد ) چون مخرج آن همان مخرج الف ( حامد ) نيست و واو و ياء در ( محمود و بعير ) چون مخرج آنها همان مخرج ياء در ( يزيد و زيد ) و واو در ( و اصل و صواب ) نيست . . . » شايد چيزى كه موجب پريشانى در نظريه دانشمندان علوم عربى درباره علامتهاى
هامش
( 1 ) كتاب الكتاب ، ص 64 . ( 2 ) التنبيه على حدوث التصحيف ، ص 33 .