چيزى كه بر جمود پيشوايان علوم عربى بر علامتهاى نوشتارى تأكيد مىكند ، اين است كه آنها صداها و حروف ديگرى را ذكر كردهاند كه همه فرع هستند و اصل آنها همان بيست و نه حرف است و تعداد آنها به چهل و دو حرف مىرسد كه بعضى از آنها خوب و قابل قبول است و بعضى ديگر بد و در ميان كسانى كه مىتوان آنها را جزء اعراب دانست ، غير مشهور است كه در قرائت قرآن و شعر مستحسن نيست . مهم اين است كه سيبويه پس از اين بيان اضافه مىكند :
« اين حروف كه خوب و بد آن به چهل و دو حرف رسيد در اصل بيست و نه حرف هستند و جز با تلفظ آشكار نمىشوند » « 1 » و مبرد حروف قابل قبول را سى و پنج حرف ذكر كرده و درباره آنها مىگويد : « بدان كه حروف عربى سى و پنج حرف است و تنها بيست و نه حرف از آنها علامت دارد » « 2 » .
معناى اين سخنان اين است كه علامت الف و واو و ياء در ميان اين بيست و نه علامت همان علامت صداهاى سه گانه است . « 3 » ولى حقيقت اين است كه در مقابل بيست و نه علامت ، سى و يك صوت داريم كه عبارتند از : بيست و نه صوت صامت به اضافه حركات بلند كه با همزه و واو و ياى صامت در علامت يكى هستند . « 4 » ، در فصل مقدماتى قسمتى از تاريخ تطور علامتهاى اين اصوات را بيان كرديم و روشن شد كه اين علامتها هم بر حركات دلالت دارد و هم بر اصوات صامت كه در اصل براى آنها وضع شده است . و در اينجا مهم نيست كه رابطه ميان اين اصوات را كه اى بسا به اين اشتراك در علامت منجر شده است ، بيان كنيم . « 5 »
با اين وجود شايد بعضى از ايرادهايى كه در اين زمينه بر دانشمندان علوم عربى گرفته مىشود ، ناشى از سوء فهم كلام آنهاست ، بخصوص اينكه مىبينيم بعضى از آنها تصوير درست و روشنى از مشكل علامتهاى كتابت عربى و رابطه آنها با صداها را به دست دادهاند ، با صرف
هامش
( 1 ) همان مصدر و بنگريد به : ابن جنّى : سر صناعة الاعراب ، ج 1 ، ص 51 .
( 2 ) مبرد ( محمد بن يزيد ) : المقتضب ، قاهره ، المجلس الاعلى للشؤون الاسلامية 1386 ه ج 1 ، ص 192 و نيز ص 195 .
( 3 ) اين بدان معنا نيست كه دانشمندان علوم عربى فرق ميان واو و ياء صامت را با ضمه و كسره و فتحه بلند كه حروف مدّ ناميده مىشوند ، ندانستهاند . سيبويه در باب : ( الوقف فى الواو و الياء و الالف ) ج 2 ، ص 285 مطلبى گفته است كه دلالت دارد بر فهم درست او به روشى كه در آن حركتها مشخص مىشوند و از بقيه اصوات متمايز مىگردند . او مىگويد : « اين حروف « مهموسه » نيستند و آنها حروف لين و مدّ مىباشند و مخارج آنها به اندازهء صوت وسعت دارد و هيچ يك از حروف از لحاظ مخرج وسيعتر از آنها و از لحاظ صدا طولانىتر از آنها نيست ، و چون بر اين حروف وقف كردى لب و زبان و حلق خود را به هم نمىچسبانى همان گونه كه در حروف ديگر چسبانيده مىشود » .
( 4 ) بنگريد به : حفنى ناصف ، ص 11 .
( 5 ) براى تفصيل بحث بنگريد به : دكتر عبد الصبور شاهين : القرائات القرآنى ، ص 48 - 39 .