بدهد . ولى بعضى از اين پديدهها تعداد محدودى مثال دارد كه گاهى به يك يا دو مثال مىرسد در چنين حالتى آوردن تمام مثالها ضرورى به نظر مىرسد . بلكه پيدا كردن مثال جديد كارى بس مفيد خواهد بود . و به طور كلى ما آن مقدار از مثالها را خواهيم آورد كه مورد نياز باشد تا بتوانيم هيچ پديدهاى را از پديدههاى رسم را نگفته ، نگذاريم . همان گونه كه صاحب كتاب ( الهجاء ) كرده است ، آنجا كه مىگويد « 1 » : « هجاهاى مصاحف و اختلاف كتابت آنها بيشتر از آن است كه همه آنها ذكر شود ، و ما مثالهايى را ذكر خواهيم كرد كه براى خواننده و بيننده بيشتر مفيد باشد و از مثالهايى كه ذكر نمىكنيم كفايت كند . » « 2 »
هامش
( 1 ) الهجاء از يك نويسنده ناشناخته ، لوح 6
( 2 ) سعى خواهيم كرد كه به رسم كلمات به همان گونه كه نشان داده شده ، ملتزم باشيم . همچنين در آوردن مثالها به رسم عثمانى ملتزم خواهيم بود و غالبا محل آيه و سوره را در متن خواهيم آورد و نه در پاورقى . و نخست اسم و شماره سوره و سپس شماره آيه را ذكر خواهيم كرد ، و على رغم اينكه اين روش باعث خستگى خواننده مىشود ، بسيارى از مشكلاتى را كه اگر در پاورقى بود به وجود مىآمد ، تخفيف خواهد داد چون مثالهايى كه بايد آورده شود بسيار است . همچنين ما ضرورتى نديديم كه در حالتى كه قاعده در دهها مثال مطرد است و يا شهرت دارد موضع شاهد را در آيه و سوره مشخص كنيم .