نيست ، و بدين گونه اين موارد داخل در قاعده عمومى رسم عثمانى است . البته ما در اينجا قرائتى را بر قرائت ديگر ترجيح نمىدهيم و تنها قرائتى را كه در فهم اين پديده كمك مىكند ، اختيار مىكنيم و هر قارئى مىتواند آنچه را كه از اساتيد و مشايخ خود تا صدر اوّل و از قرائتهايى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر آنها صحه گذاشته ، شنيده است مورد عمل قرار بدهد .
از اين گذشته نبايد در بررسى پديدهاى از پديدههاى رسم عثمانى تنها به قرائات اكتفا نمود ، بلكه احتمال دارد كه بعضى از اين پديدهها به دوره قبل از نسخه بردارى مصاحف مربوط باشد و در كتابت به همان گونه محفوظ بماند ، زيرا همان گونه كه قبلا بيان كرديم ، كتابت به حفظ ظواهر لغوى كه از بين رفته بيشتر از استعمال فعلى آن متمايل است . و از همين جاست كه يارى جستن از مثالهاى هجايى و لغوى خارج از خط مصحف و از قرائتهايى كه وارد شده امر مقبولى است و بر فهم بسيارى از پديدههاى رسم عثمانى و حل بسيارى از مشكلات آن كمك مىكند .
5 . لازم نيست كه اين بحث هر مثال يا پديدهاى را كه در رسم عثمانى است تفسير و توجيه كند
همچنين ضرورى نيست كه هر توجيهى كه اين بحث براى پديدههاى رسم عثمانى بيان مىكند ، صحيح و كامل باشد ، زيرا كه در اينجا عوامل بسيارى وجود دارد كه در ساختن صورت هجايى كلمات شركت دارد و كشف همه اين عوامل به اين آسانى نيست . همچنين قسمت مهمى از تاريخ كتابت در اين دوره شناخته نشده است ، چون سنگ نوشتهها و متون كشف شدهاى كه مربوط به اين دوره باشد ، اندك است . و لذا هر چه كه در اين بحث گفته مىشود ، تنها تلاشى در جهت استفاده از پژوهشهاى لغوى و اكتشافات موجود ، در تفسير پديدههاى رسم عثمانى مىباشد ، و شايد پژوهشهايى كه در آينده صورت خواهد گرفت ، وسايل جديدى به وجود آورد كه با كمك آنها تفسير و توجيه پديدههاى رسم عثمانى و كتابت عربى عميقتر و گستردهتر انجام گيرد .
پيش از آنكه پديدههاى رسم را با اين روش مورد بررسى قرار بدهيم ، به اين مطلب اشاره مىكنيم كه بعضى از پديدههاى هجايى در رسم عثمانى ، دهها مثال دارد كه بدون شك آوردن همه آنها حجم بحث را زياد مىكند بدون اينكه مطلب جديدى به دست