4 . استفاده از قرائتهاى صحيح در توجيه پديدههاى رسم عثمانى
در فصل دوم ترجيح داديم كه مصحف عثمانى نمايندهء فقط يك قرائت است و آن قرائت عمومى و مشهورى است كه در مدينه ميان صحابه معمول بوده است ولى به دلايلى كه به تاريخ قرائات مربوط مىشود ، اكنون بسيار دشوار است كه ما اصول و مفردات اين قرائت را بدانيم . بنابراين ، از وجوه قرائتهاى صحيح هر كدام كه با رسم عثمانى موافق باشد ، مىتواند اساسى براى بررسى رسم عثمانى قرار بگيرد بدون آنكه وجه بخصوصى را تخصيص بدهيم ، چون كاتبان رسم عثمانى لفظ واحدى را اراده كردهاند ، ولى ما اين لفظ را بعينه نمىشناسيم . از همين جاست كه ما مىتوانيم به هر وجهى از وجوه قرائت كه در رسم عثمانى احتمال داده مىشود ، در تفسير و توجيه پديدههاى نگارشى و حل مشكلات رسم اعتماد كنيم .
اين روش ، يك اثر عملى در تفسير پديدههاى رسم عثمانى دارد كه آن را مثلا در بحث از علامت همزه و هنگام سخن گفتن از استبعاد بعضى از مثالها خواهيم ديد ، مثالهايى كه از قاعده عمومى كه پيشوايان ادب عربى در زيادت و يا نقصان حرف گفتهاند ، خارج است و روشنترين مثال آن همان زيادت الف در كلمه ( ثمود ) است كه در چهار آيه از قرآن آمده است و آنها عبارتند از :
( هود 11 / 68 ) « الا ان ثمودا كفروا ربهم » و ( فرقان 25 / 38 ) « و عاد و ثمودا و اصحاب الرّس » و ( عنكبوت 29 / 38 ) « و عادا و ثمودا » و ( نجم 53 / 51 - 50 ) « و انه اهلك عادا الاولى - و ثمودا فما ابقى » .
از گفته علماى رسم فهميده مىشود كه الف در اين چهار مورد زائد است ، « 1 » ولى با رجوع به قرائت پيشوايان قرائت در اين كلمات ، مىبينيم كه نافع و ابن كثير و ابى عمرو و ابن عامر و كسايى اين چهار كلمه را با تنوين خواندهاند ولى حمزه و عاصم در روايت حفص آنها را بدون تنوين خواندهاند ، « 2 » و از اينجا مىفهميم كه اين الف جز همان الفى كه در مصحف عوض از تنوين ما قبل مفتوح در حال وقف نوشته مىشود ، چيزى ديگرى
هامش
( 1 ) بنگريد به : ابن ابى داود ، ص 114 و ابو بكر انبارى ، ج 1 ، ص 264 - 263 و دانى : المقنع ، ص 41 .
( 2 ) ابن مجاهد ، ص 337 و بنگريد به : ابن جزرى : النشر ، ج 2 ، ص 290 - 289 .