ترتيب دادهاند ولى اصولى كه در اينجا فهم مشكل همزه بر آن استوار است با آنچه كه آنها بيان كردهاند ، تفاوت دارد . اين فصل مىتواند در حل مشكل رسم به طور كلى و همزه به طور خاص كمك كند . و اما فصلى كه علماى ما آن را ( قطع و وصل ) يا ( فصل و وصل ) ناميدهاند ، بحثى است كه ما در آن راجع به شناخت كلمه از حيث رسم و عوامل وصل كلمات به يكديگر سخن خواهيم گفت .
از خلال اين روش ، قاعده عمومى در نشان دادن صامتها و حركات در رسم عثمانى از يك سو و تفسير و تحليل مثالهايى كه به خاطر علتهاى لغوى و تاريخى از اين قاعده خارج شدهاند از سوى ديگر واضح خواهد بود .
پيش از آنكه رسم عثمانى را با اين روش مورد بررسى قرار بدهيم ، به چند قضيه مهم اشاره مىكنيم كه اين روش را روشنتر مىكند و در كنار آن به فهم عواملى كه در به وجود آوردن مثالهاى خلاف قاعده در رسم عثمانى تأثير داشته است ، كمك مىكند . مهمترين اين قضايا عبارتند از :
1 . بعيد بودن اشتباه و خطا در پديدههاى رسم عثمانى
هيچگونه روايتى درباره مشكلات هجايى كه براى كاتبان رخ داده باشد و از نوشتن صورت صحيح كلمهاى عاجز باشند ، وارد نشده است جز در مورد كلمه ( تابوت ) و مانند آن كه آن هم به اختلاف سليقه ميان كاتبان بر مىگردد و به اشتباه و خطا ربطى ندارد و براى كسى كه در رسم عثمانى تحقيق مىكند و مىخواهد تفسير درست هجاى آن را به دست بياورد ، بايد اين فكر را كه كاتبان اشتباه كردهاند از خود دور كند و در مواردى كه دليلى براى ترجيح يك رأى و يا تقديم يك توجيه ندارد ، بايد متوقف باشد ، زيرا كه قسمت مهمى از تاريخ كتابت در اين دوره تاريخى شناخته نشده و رسم عثمانى با مثالها و شكلهايى كه از صورت كلمات دارد ، بهترين نماينده واقعيت كتابت عربى در آن دوره است و بدون شك هر كشف جديدى كه در مورد متنهاى مكتوب قديمى به عمل آيد ، حقايق مربوط به كتابت اين رسم را روشنتر خواهد كرد ، و اين انديشه را كه در رسم عثمانى اشتباهاتى وجود دارد ، دفع خواهد نمود ، انديشهاى كه بايد آن را دورترين احتمال در اين مجال دانست . و بر پژوهشگران است كه انديشه وقوع خطا را در اين مرحله از بحث