مبحث اوّل پايههايى كه اين بحث بر آن استوار است
كتابهايى كه درباره رسم الخط قرآن نوشته شده ، در ارائه و بررسى پديدههاى رسم الخط در دو راستا پيش رفتهاند : اوّل اينكه مثالهاى مشابه را درباره موضوع واحدى در يك فصل معين جمع آورى كردهاند . دوم اينكه اين موضوع را از اوّل قرآن تا آخرين سورهء آن تتبّع نمودهاند و بر آنچه كه به صورت مشخصى در رسم الخط آمده است تأكيد كردهاند . و از آنجا كه در اين روش هدف اين نبوده كه نمونههايى براى رسم كلمات ارائه شود ، لذا اين روش در بررسى مشكل رسم الخط سودى ندارد و روش اوّل مناسبتر است .
ولى اين روش نيز بر مجرد تشابه شكلى و ظاهرى استوار است آنجا كه پديدههاى رسم را كه در دورههاى نسبة متأخرى متبلور شده است ، طى چند فصل بيان مىكند . اين ابن وثيق اندلسى ( متوفى 654 ه ) است كه در فصل نخست از كتاب خود و پيش از آنكه پديدههاى