رسم را مطابق تسلسل سورههاى قرآنى بيان كند ، مىگويد : « 1 » بدان - خدا تو را موفق كناد - كه رسم مصحف به شناخت پنج فصل نيازمند است كه مدار آن مىباشند :
اوّل : چيزهايى كه در قرآن حذف شده است .
دوم : چيزهايى كه در قرآن با زيادت آمده است .
سوم : چيزهايى كه در قرآن به صورت قلب حرفى به حرف ديگر آمده است .
چهارم : احكام همزهها .
پنجم : چيزهايى كه در قرآن به صورت قطع يا وصل آمده است .
او اين فصلها را با اضافه كردن يك فصل ديگر به شش فصل مىرساند كه آن يك فصل مربوط به كلماتى است كه دو قرائت دارند ولى بر اساس يكى از آنها كتابت شده است .
سيوطى مىگويد : « 2 » « امر رسم الخط را در حذف و زيادت و همزه و بدل و فصل و كلماتى كه دو قرائت دارند ولى مطابق يك قرائت نوشته شدهاند ، بيان مىكنيم . » تقسيم پديدههاى رسم به اين صورت ، بر اساس شكل آنها صورت پذيرفته است و مثلا زيادت الف بعد از و او در ( ملقوا ، و نصروا و يعفو ) در فصل زيادت الف در باب ( مائة ) و يا با زيادت واو در ( اولئك ) بيان شده است .
اين از يك سو ، و از سوى ديگر اساس اين روش براى توجيه كلماتى است كه با قواعد دانشمندان علوم عربى در هجاء مخالفت دارند . ولى هدف ما آشنايى با تمام پديدههاى رسم و اصول آن مىباشد و از ارتباط آن با قواعد هجايى علما كه در دورههاى متأخر ترتيب داده شده ، چشم پوشى مىكنيم .
بنابراين ، بهترين و مناسبترين روشى كه ممكن است همه پديدههاى رسم را طى فصولى در بر بگيرد و ارتباط منطقى و قابل قبولى ميان آنها برقرار سازد و از خلط بحث و پريشان گويى دور باشد ، همان روشى است كه بر اساس رابطه ميان صداى يك حرف و
هامش
( 1 ) لوح 2 .
( 2 ) الاتقان ، ج 4 ، ص 147 و بنگريد به : قسطلانى ، ج 1 ، ص 288 و دمياطى ، ص 10 و زرقانى ، ج 1 ، ص 362 ، ضمنا زركشى نيز به همين منوال پيش رفته است : ج 1 ، ص 376 به بعد .