و براى همين است كه مىگوييم برخورد با اين مشكل به اين صورت گسترده كه ما بحث مىكنيم ، براى اولين بار صورت مىگيرد . و بر سختى اين برخورد مىافزايد ، و در عين حال اين يك بررسى است كه مطالب پراكنده درباره موضوع را جمع مىكند و بررسيهاى دانشمندان علم رسم و قرائات و دانشمندان علوم عربى و نيز بحثهاى لغوى و آوا شناسى جديد را در بر مىگيرد و با يارى جستن از آنها در جهت رسيدن به تفسير و توجيه اين مشكل به صورت عام ، تلاش مىكند . اين بحثها ما را به هدف مورد نظر نزديك مىكند و از بسيارى از لغزشها دور مىسازد ، و در عين حال اين تلاش در معرض همان چيزى است كه تمام بحثهاى جديد در معرض آن قرار دارند و آن احتمال نقص و امكان وقوع خطاست ، و اگر راههاى اين بحث هموار بود و پژوهشگران با بحثها و بررسيهاى خود زمينه را فراهمتر كرده بودند ، احتمال خطاى بيشترى داده نمىشد .
هامش
به دايره تفسير و علوم قرآنى در دانشكده اصول الدين دانشگاه الازهر رسالهاى براى رسيدن به درجه دكترا در تفسير و علوم قرآنى ، از طرف آقاى عبد الحى حسين الفرماوى مدرس در همان دانشكده ، تقديم شد كه با اشراف استاد دكتر احمد السيد الكومى نوشته شده بود و روز 10 / 2 / 1975 مورد بررسى قرار گرفت موضوع اين رساله رسم الخط مصحف و نقطه گذارى آن بود و 412 صفحه بود علاوه بر فهارس آن كه بالغ بر 481 صفحه مىشد اين بحث در اصل براى بررسى حكم شرعى التزام به رسم الخط عثمانى در چاپ مصاحف اختصاص يافته است و درباره هدف بحث مؤلف آن در مقدمه گفته است : به عنوان يك پژوهشگر منصف و محتاط سعى كردم مناسبترين راه حل را در اين موضوع پيدا كنم تا ميان مسلمين كه درباره رسم الخط قرآن اختلاف نظر دارند ، وحدت ايجاد كنم و آنها در يك نوع رسم الخط اتفاق نظر پيدا كنند كه در شرق و غرب عالم قرآن را با همان رسم چاپ كنند تا بتوانند به سنت حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اقتدا نمايند و به حبل متين الهى چنگ بزنند و كتاب خدا را از تحريف اهل غلوّ و ابطال اهل باطل حفظ كنند » با اينكه ما با اين نويسنده در نتيجه بحث كه همان لزوم تعهد به رسم عثمانى در چاپ مصاحف باشد ، موافقيم ولى در اصولى كه او بحث را بر آنها پايه گذارى كرده با او مخالف هستيم بخصوص اين سخن كه رسم مزبور توقيفى و همه از پيامبر است . او براى اين سخن دلايلى واهى اقامه كرده كه ما اكنون در صدد مناقشه آنها و مطالبى كه مربوط به تاريخ كتابت عربى يا تاريخ كتابت مصحف و يا خود رسم الخط است ، نيستيم و در اينجا فقط اشاره مىكنيم به اينكه او در مبحث سوم از فصل سوم ( از صفحه 115 تا 161 ) پديدههاى رسم عثمانى را تحت عنوان : ( سمات و خصائص رسم المصحف ) بررسى كرده و روش او در اين بحث همان روش پيشينيان است كه ظواهر رسم را به شش نوع تقسيم مىكردند . او سپس تلاش كرده تا تحليلهاى ابو العباس مراكشى را كه از زركشى نقل كرده ، در مثالهائى كه در اين ابواب آورده پياده كند ( بنگريد به صفحات 118 ، 119 ، 120 ، 126 ، 127 ، 128 ، 144 ، 148 از كتاب او ) و به همين جهت بررسيهاى او مطلب تازهاى ندارد كه به فهم مشكل و تفسير و توجيه آن كمك كند .