تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
فقط يك تلفظ و نطق معين نوشته شده هر چند كه به خاطر نداشتن نقطه و اعراب احتمال بيش از يك قرائت را مىدهد . بنابراين سخن ، چنين تفسيرى در تحليل بعضى از ويژگيهاى رسم از نظر ما اساس مطلوبى ندارد ، بلكه اين نظريه با نظريه‌اى كه اختلاف رسم را مربوط به اختلاف معانى مىدانست ، چندان فرقى از لحاظ سستى پايه ندارد .

5 . رسم عثمانى بر اساس حكمتى است كه با مرگ كاتبان آن از بين رفته است

در كنار نظريه‌هاى گوناگون در بررسى ويژگيهاى رسم عثمانى خود را در اين عصر در مقابل پژوهشگرى « 1 » مىبينيم كه تمام آنچه را كه در تفسير وجوه مختلف رسم گفته شده طرد مىكند و در عين حال قبول دارد كه اين وجوه به خاطر حكمتى بوده كه صحابه آن را مىدانستند ولى به دست ما نرسيده است . مىگويد : « 2 » دانشمندان تحليلهاى گوناگونى براى بعضى از كلمات رسم عثمانى ذكر كرده‌اند ، ولى اين تحليلات چيزى جز براى انس گرفتن و اشاره كردن نيست ، زيرا كه آنها بعد از انقراض صحابه ساخته شده‌اند و آنها مصحف را به خاطر حكمتى با اين رسم نوشته‌اند كه ما آن را نمىدانيم و به علتهاى نحوى يا صرفى كه پس از آنها به وجود آمده ، نگاه نكرده‌اند . سپس مىگويد : « 3 » خلاصه اين كه اين تحليلات كه علما درباره حذف و زيادت بعضى از كلمات قرآن ذكر كرده‌اند ، ما را از چيزى بىنياز نمىكند و حقيقت اين است كه اين رسم به همين صورت از صحابه كه قرآن كريم را نوشته‌اند به دست ما رسيده و سرّ آن بر كسى مكشوف نشده است و خداوند علام الغيوب است . سپس اين نويسنده با اظهار يأس از رسيدن به وجه اين رسم ، اضافه مىكند : « 4 » جز صحابه كه قرآن را به دستور عثمان نوشتند ، چه كسى مىتواند ما را به علت اين اختلاف در رسم مصحف عثمانى رهبرى كند ؟ و اين هم در صورتى ممكن است كه آنها از قبرهاى خود بيرون بيايند ! هر چند كه ما با اين نويسنده در اين مورد كه بسيارى از تحليلهايى كه براى رسم گفته‌اند
هامش
( 1 ) او استاد شيخ محمد طاهر الكردى المكى خطاط است ، صاحب كتاب « تاريخ الخط العربى » و كتاب « تاريخ القرآن » . ( 2 ) بنگريد به : تاريخ القرآن ، ص 175 . ( 3 ) همان مصدر ، ص 179 . ( 4 ) همان مصدر ، ص 6 - 5 و اين معنا را در ص 105 و 134 نيز مشاهده فرماييد .
رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 212 | غانم قدوري الحمد / يعقوب جعفرى