تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 209

مساهمون:

ص٢٠٩
( يك ) در آيه :
أَ لَمْ يَكُ نُطْفَةً
( قيامت 75 / 35 ) و كتابت الف به صورت و او در مثل
بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ
و كتابت تاى تانيث به صورت كشيده در بعضى از موارد و كلماتى كه در جاهايى وصل شده و در مواردى وصل نشده است . « 1 » زركشى موضوع را با فصلى دربارهء حروف نزديك به هم كه در لفظ اختلاف دارند چون در معنا اختلاف دارند پايان داده است ، مانند :
زادَهُ بَسْطَةً فِي الْعِلْمِ وَ الْجِسْمِ
( بقره 2 / 247 ) و
زادَكُمْ فِي الْخَلْقِ بَصْطَةً
( اعراف 7 / 69 ) و
يَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ يَشاءُ
( رعد 13 / 26 ) و
وَ اللَّهُ يَقْبِضُ وَ يَبْصُطُ
( بقره 2 / 245 ) در سين سعهء جزئى و علتى براى تقييد وجود دارد ولى در صاد سعه كلى وجود دارد چون معناى اطلاق و عدم تقييد برترى دارد و برترى صاد به خاطر « جهارت و اطباق » اين حرف است . « 2 » پيش از آنكه اين نظريه را بررسى كنيم ، اشاره مىكنيم به اينكه ابو العباس مراكشى به علوم رياضى و عقلى رغبت فراوانى داشت و اين معنا در مؤلفات بسيارى كه در فلسفه و منطق و فلكيات و اصول نوشته منعكس است . او يك صوفى پر شورى بوده كه مدتى از خوردن گوشت حيوان خوددارى مىكرده و دچار يك حالت عصبى شده بود كه يك سال او را در خانه‌اش محبوس كردند تا حالش خوب شد . « 3 » ما با اين بيان مختصر خواستيم به قسمتهاى مختلف شخصيت و فرهنگ او و درون گرايى انديشه‌هاى خاص او اشاره كنيم و شك نيست كه از خلال همين فرهنگ و انديشه خاص بود كه او به تفسير باطنى ويژگيهاى رسم عثمانى پرداخت . على رغم اينكه مراكشى اين عقيده خود را به شكل منطقى مطرح كرده ، بايد بگوييم كه اين عقيده به كلى از طبيعت اين موضوع دور است و هرگز در خاطر صحابه چيزى از اين معانى كه مراكشى آنها را در تفسير رسم عثمانى به صورت فلسفى و باطنى گفته ، خطور نمىكرد . « 4 » اشتغال به معانى روشن و آيات محكم قرآن ، آنها را از اين معانى فلسفى باطنى پيچيده و دور از وضوح كه فهم آنها به جنبه خاصى از فرهنگ نيازمند بود ، بازداشته بود و
هامش
( 1 ) بنگريد به : ج 1 ، ص 407 و ص 409 و 410 و صفحات 423 - 417 . ( 2 ) بنگريد به : ج 1 ، ص 430 - 429 . ( 3 ) بنگريد به : زركلى ، ج 1 ، ص 214 - 213 . ( 4 ) بنگريد به : دكتر رمضان عبد التواب ، ص 157 .