تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
هدف اوّل در ثبت متن قرآن ، نشان دادن الفاظ تلاوت بود كه معانى قرآن كريم از لا به لاى آن تجلى مىكرد و قرنهاى بسيارى گذشت و كسى اين معانى را كه مراكشى گفته نقل نكرد تا اينكه مراكشى با انديشه‌هاى باطنى و فلسفى مشكل اين معانى را كشف كرد كه دور از طبيعت كتابت بود كه براى ثبت الفاظى است كه دلالت بر معانى دارد و كتابت هيچ گونه نقشى در بيان معانى و يا تفصيل آن و يا اشاره به معانى دقيق از طريق تصرف در هجاى كلمات ندارد . پيش از اين گفتيم كه نخستين پايه‌اى كه كتابت بر آن استوار است ، همان صداهاى شنيده شده كلمات است و در طول زمان عوامل ديگرى هم بود كه در پيدايش صورت هجايى كلمات كه با تلفظ آن تفاوت اندكى داشت ، مؤثر بود ، اما در ميان اين عوامل چيزى به عنوان ملاحظه بيان معانى اضافى به وسيله تغيير رسم كلمات قرار ندارد . بنابراين اساسى كه ابو العباس مراكشى بر آن استوار است از اصل مردود من اساس آن از بين رفت چيزهايى كه بر آن استوار شده نيز از بين مىرود . علاوه بر اينكه توجيهاتى كه او براى اختلاف صورتهاى هجايى كلمات آورده گاهى تناقض شديد دارد . مثلا اگر قبول كنيم كه علت حذف و او در
وَ يَمْحُ اللَّهُ الْباطِلَ
سرعت وقوع فعل است ، آيا اثبات و او در
يَمْحُوا اللَّهُ ما يَشاءُ
( رعد 13 / 39 ) دليل بر كندى در محو و اثبات است ؟ ! و مثالهاى ديگر . « 1 » از اين گذشته اين گفته مراكشى كه حذف علامتهاى حروف مدّ و اثبات آنها متناسب با احوال وجود است و اگر حذف شود به خاطر معناى باطنى وجود است و اگر ظاهر شود به خاطر معناى ظاهرى وجود است ، مردود است و كشفياتى كه در مورد تاريخ به كار بردن علامتهاى حركات بلند در كتابت عربى به طور خاص و كتابتهاى سامى به طور عام ، به عمل آمده است ، آن را رد مىكند . بنابراين روش ابو العباس مراكشى با حقايق علمى و تاريخى جور در نمىآيد بلكه آنچه را كه گفته است ، نتيجه انديشه پيچيده شخصى اوست و معلوم است كه نتيجه درستى كه از دليل علمى روشن به دست آيد ، در فهم اين مشكل بهتر و مناسب‌تر از سخن مراكشى است ، سخنى كه گروهى از علما و پژوهشگران پس از او نيز آن را تكرار كرده‌اند .
هامش
( 1 ) بنگريد به : محمد طاهر الكردى : تاريخ القرآن ، ص 176 به بعد .