تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
است و خط طبق يك امر حقيقى رسم مىشود نه وهمى » . « 1 » خواهيم ديد كه مشكلات رسم عثمانى به طور كلى به همزه و علامتهاى حروف سه گانه مد يا همان حركتهاى بلند : الف و واو و ياء ، مربوط است و به همين جهت ابو العباس مراكشى كليد فهم مشكلات رسم را در ربط دادن اين حروف با احوال وجود مىداند و خلاصه سخن او بدان گونه كه قسطلانى نقل مىكند چنين است : « 2 » « احوال همزه و حروف مدّولين با احوال وجود تناسب دارند و ميان آنها ارتباطى به وجود آمده كه با آن استدلال مىشود » آنگاه از رابطه همزه با حروف سه گانه مدّ صحبت كرده و همزه را آغاز صدا مىداند كه صورت خاصى ندارد ، زيرا صداى آن ميان شنيدن و نشنيدن قرار دارد و چون صداى همزه را طول بدهى حروف سه گانه مدّ و لين حادث مىشوند . « 3 » پس اين حروف از آن جهت كه متصل به همزه هستند ، نخستين حروف مىباشند چون آنها در مقطع همزه قرار مىگيرند و حروف ديگر در مقاطع بعدى هستند و چون حروف حركت و مدّ پيدا كرد اين حروف سه گانه تابع آنها مىشوند و از اين لحاظ آخر تمام حروف هستندو در عين حال آنها با هر حرفى در مقطع آن قرار دارند و به همين جهت براى همزه شكلى در خط قرار ندادند بلكه به يكى از اين حروف سه گانه تكيه مىكند . « 4 » مراكشى ارتباط معانى با اين صداها را بر حسب موقعيتى كه دارند در اعضاى مربوط به تعلق مىداند و براى همين است كه همزه نشانگر اصالت است و به ريشه‌ها و مبدءها دلالت دارد و چون مبدأ صوت است و الف به وجود بالفعل و جدايى پذير دلالت دارد و اين حرف جدايى پذير است ، زيرا از آنجا كه الف از لحاظ جدايى پذيرى نخستين حرفى است كه با آن شنيده و ناشنيده بيان مىشود ، به همزه ابتداء متصل است . و واو دلالت بر ظهور و ارتقاء دارد و لذا يك حرف جامعى است ، چون از غلظت و بلندى صدا با لبها در دورترين مرتبه از ظهور ، توليد مىشود و ياء به درون گرايى دلالت دارد و يك حرف مشخصى است چون از رقيق بودن
هامش
( 1 ) زركشى ، ج 1 ، ص 381 . ( 2 ) لطائف الاشارات ، ج 1 ، ص 385 . ( 3 ) بررسيهاى آوا شناسى جديد ثابت كرده كه ميان همزه و آن سه حرف پيوند صوتى وجود ندارد ( بنگريد به : دكتر عبد الصّبور شاهين ، القراآت القرآنية ، ص 48 ) . ( 4 ) بنگريد به : قسطلانى ، ج 1 ، ص 283 - 284 .