ديگر نيز سخن گفتهاند . « 1 » و ما پيش از اين گفتيم كه رسم مصحف مطابق با يك قرائت نوشته شده است و ضرورتى ندارد كه تمام قرائتهاى صحيح مطابق با آن باشد و اين همان چيزى است كه ما آن را در اين حالت مشاهده مىكنيم .
در مورد دو آيه ديگر
وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ
( نساء 4 / 162 ) و
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ الَّذِينَ هادُوا وَ الصَّابِئُونَ
( مائده 5 / 73 ) همه قرّاء مكه
وَ الْمُقِيمِينَ
را با ياء و حالت نصب و به همان صورتى كه در رسم آمده خواندهاند ، جز يونس و هارون كه از ابو عمرو آن كلمه را با واو نقل كردهاند « 2 » و عاصم جحدرى نيز آن را با واو خوانده ولى رسم آن را همان ياء مىداند . « 3 » همچنين قرّاء اتفاق نظر دارند كه
الصَّابِئُونَ
همان گونه كه در رسم آمده با واو است مگر ابن محيصن كه با ياء خوانده است « 4 » و جحدرى نيز چنين كرده « 5 » و از آنجا كه قرائت عمومى مطابق با رسم آمده و اين قرائت از قراء به تواتر رسيده است ، ديگر مجالى براى سخن گفتن از خطا در رسم يا قرائت وجود ندارد ، بخصوص اينكه نحويها درباره تخالف اعراب در اين دو آيه صحبت كردهاند و وجوه بسيارى گفتهاند « 6 » و البته اگر قرائتى از لحاظ روايت صحيح باشد ، ديگر توجه نمىشود كه آيا با قواعد نحويها درست است يا نه و براى آن تحليل و مثال از كلام عرب لازم نيست و صحت روايت آن قرائت ، بهترين دليل بر علوّ فصاحت و عربيت آن است و نيازى به پيدا كردن قول مجهول و يا شعر قديمى در توجيه آن نيست . و چه خوب گفته است فخر رازى « 7 » : « وقتى ما اثبات يك لغت را با يك شعر مجهول جايز مىدانيم ، پس جواز آن با قرآن عظيم سزاوارتر است و بسيار ديده شده كه نحويها در تقرير الفاظ وارد در قرآن متحير ماندهاند و چون در تقرير آن بيتى از يك شاعر ناشناخته پيدا مىكنند ، خوشحال مىشوند ، و من بسيار از اين كار تعجب
هامش
( 1 ) بنگريد به : سيوطى : الاتقان ، ج 2 ، ص 273 و ابو حيان : البحر المحيط ، ج 6 ، ص 255 .
( 2 ) بنگريد به : دمياطى ص 196 .
( 3 ) ابن قتيبه : تأويل مشكل القرآن ، ص 36 و ابن خالويه : مختصر فى شواذ القرآن من كتاب البديع ، مصر ، المطبعة الرحمانية 1934 ص 30 .
( 4 ) دمياطى ، ص 202 .
( 5 ) ابن قتيبه : مصدر قبلى ، ص 36 .
( 6 ) بنگريد به : سيوطى : الاتقان ، ج 2 ، ص 274 - 273 نيز بنگريد به : ابو حيان ، ج 3 ، ص 396 و 531 .
( 7 ) به نقل از : دكتر عبد الفتاح اسماعيل شلبى : الاماله ، ص 309 .