جبير ( 95 - 45 ه ) مانند آن را نقل كرده است . « 1 »
ابو عبيد « 2 » و ابن ابى داود « 3 » نقل كردهاند كه زبير بن ابى خالد گفت : به ابان بن عثمان گفتم : چگونه است كه در آيه :
لكِنِ الرَّاسِخُونَ فِي الْعِلْمِ مِنْهُمْ وَ الْمُؤْمِنُونَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ وَ الْمُؤْتُونَ الزَّكاةَ
( نساء 4 / 162 ) قبل و بعد آن ( مقيمين ) رفع دارد ولى آن منصوب است ؟ گفت : اين از كاتب بوده كه وقتى قبل آن را نوشته پرسيده است كه چه بنويسم ؟ گفته شده : بنويس
الْمُقِيمِينَ الصَّلاةَ
و او هم آنچه را كه گفته شده نوشته است .
دانشمندان درباره اين اخبار و آنچه كه در معناى آنها گفته شده ، بحث كردهاند . بعضى از آنها اين روايتها را ضعيف دانسته و به همين جهت رد كردهاند و بعضى ديگر كلمه ( خطا ) و ( لحن ) را كه در اين روايات آمده تاويل كردهاند . سيوطى مىگويد : « 4 » « اين آثار بسيار مشكل هستند . چگونه مىتوان به صحابه نسبت داد كه آنها در سخن گفتن اشتباه در اعراب داشتند تا چه رسد به قرآن در حالى كه آنها افرادى بسيار فصيح بودند ؟ در مرحله بعدى چگونه مىتوان به آنها درباره قرآن گمان برد در حالى كه آن را به همان صورت كه نازل شده از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دريافت كرده بودند و آن را حفظ و ضبط نموده بودند و در آن محكم كارى كرده بودند ؟ در مرحله سوم چگونه مىتوان به آنها گمان برد كه همگى بر خطا اجتماع كرده و آن را نوشته بودند ؟ در مرحله چهارم چگونه مىتوان به آنها گمان برد كه آنها به خطايى پى نبرده بودند و از آن باز نگشته بودند ؟ آنگاه چگونه به عثمان مىتوان گمان برد كه از تغيير دادن خطا نهى كرده است ؟ سپس چگونه مىتوان گمان برد كه قرائت همچنان بر اساس خطا استمرار يافته در حالى كه آن از خلف و سلف با تواتر نقل شده است . اين چيزى است كه از لحاظ عقلى و شرعى و عادت محال است » .
پيش از اين به عقيده ابن قتيبه درباره اين اخبار اشاره كرديم . او مىگويد : « 5 » « اين حروف
هامش
( 1 ) سيوطى در الاتقان ، ج 2 ، ص 269 درباره سند حديث گفته : اسناد آن بنا به شرط شيخين صحيح است .
( 2 ) المصاحف ، ص 33 .
( 3 ) فضائل القران ، لوح 37
( 4 ) الاتقان ، ج 2 ، ص 270 .
( 5 ) تأويل مشكل القرآن ، ص 40 .