همين جا ناشى شده است و اين قوىترين جوابى است كه داده شده است . » « 1 » سيوطى مىگويد : اين جوابها هيچ كدام قابليت آن را ندارد كه پاسخ حديث عايشه باشد . آنگاه جوابى را كه ابن اشته گفته و ابن جباره ( احمد بن محمد مقدسى متوفى 728 ه ) در شرح رائيه از او پيروى كرده ، نقل نموده است و آن اينكه معناى سخن عايشه كه گفته است :
( اخطاؤا ) يعنى خطا كردهاند ، اين است كه آنها در انتخاب حرف اوّل از حروف هفتگانه كه مردم بر آن اجتماع داشتند ، خطا كردهاند نه اينكه آنچه نوشته شده خطاست و جايز نيست . « 2 »
ابو عمرو دانى نيز اين روايات را مورد نقد و توجيه قرار داده و درباره خبرى كه از عثمان نقل شده چنين گفته است : « 3 » « چنين خبرى نزد من نمىتواند مورد استناد قرار بگيرد و نمىتوان به آن استدلال كرد از دو جهت : يكى اينكه اين خبر علاوه بر خلط در اسناد و اضطراب در الفاظ ، يك خبر مرسل است زيرا ، كه ابن يعمر و عكرمه نه از عثمان چيزى شنيدهاند و نه حتى او را ديدهاند . و نيز ظاهر الفاظ خبر ، ورود آن را از عثمان نفى مىكند ، چون اين خبر طعنى بر عثمان محسوب مىشود ، با اينكه او محلى در دين و مكانتى در اسلام داشت و در بذل نصيحت و صلاح امت كوشش نمود . . . » آنگاه دانى معناى ( لحن ) را در اين خبر در صورتى كه صحت داشته باشد ، بدين گونه توجيه مىكند كه منظور تلاوت قرآن است و نه رسم آن ، زيرا بسيارى از آيات اگر مطابق رسم تلاوت شود معنا منقلب مىشود و الفاظ تغيير مىيابد ، مانند : ( لا اذبحنه ) و نظاير آن . « 4 »
دانى درباره اين گفته عثمان كه در آخر خبر آمده : « اگر كاتب از قبيله ثقيف و املاء كننده از قبيله هذيل بود چنين حروفى در قرآن پيدا نمىشد » مىگويد : معناى اين سخن آن است كه در قرآن رسم اين صورتها كه مبتنى بر معنى است نه الفاظ ، پيدا نمىشد ، زيرا كه قريش و كسانى كه متولى نوشتن مصاحف بودند در بسيارى از نوشتههاى خود از اين روش استفاده مىكردند و دو قبيله ثقيف و هذيل با فصاحتى كه داشتند اين روش را به كار
هامش
( 1 ) الاتقان ، ج 2 ، ص 272 .
( 2 ) همان مصدر ، ج 2 ، ص 273 - 272 .
( 3 ) المقنع ، ص 116
( 4 ) بنگريد به : المقنع ، ص 116 .