تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسم المصحف ( رسم الخط مصحف ) ( فارسى ) — صفحة 198

مساهمون:

ص١٩٨
نمىبردند و اگر آنها به جاى مهاجرين و انصار ، متولى كتابت مصحف بودند ، تمام اين حروف را مطابق با تلفظ و نطق مىنوشتند و نه معانى و وجوه ، زيرا كه روش معمول آنها همين بود و آن را در كتابتهاى خود به كار مىبردند . « 1 » اين توجيه دانى ، انسان را به تفكر درباره ريشه‌دار بودن استخدام كتابت عربى در اين دوره در شهرهاى حجاز و ميان قبايل عربى وادار مىسازد ، زيرا از آن چنين فهميده مىشود كه كتابت در مكه و مدينه مطابق با اصول و قواعدى بوده كه با مرور زمان رسوخ پيدا كرده بود و نوشتن يك كلمه فقط از تلفظ آن پيروى نمىكرد ، بلكه عوامل ديگرى هم بوده كه دانى از آنها به ( معانى و وجوه ) تعبير آورده است و چيزى جز جنبهء تاريخى كتابت نيست و لهجه تغيير پيدا مىكرد بدون اينكه هجاى كلمات چنين تطورى داشته باشد . همچنين از سخن دانى فهميده مىشود كه كاتبان قبيله ثقيف مشكل كلمات را به آن صورت كه در ميان ديگران مرسوم بود ، نمىنوشتند و آنها اگر به نسخه بردارى مصحف مباشرت مىكردند ، كلمات را مطابق با تلفظ مىنوشتند نه حرفى را در رسم اضافه مىكردند و نه چيزى را حذف مىنمودند ، « 2 » مانند كسى كه فقط شكلهاى حروف را ياد گرفته از او درخواست شود كه جمله‌اى را بنويسد ، او آنچه را كه شنيده خواهد نوشت و كلمات را مطابق با هجايى كه بر آن مستقر شده و استعمال بر آن جارى است نخواهد نوشت همان گونه كه شاگردان مدارس ابتدايى گاهى چنين خطايى مىكنند و حق با آنهاست و مثلا كلمه ( لكن ) را ( لاكن ) مىنويسند مطابق با لفظى كه شنيده‌اند . البته اكنون آسان نيست كه درباره اين نظر دانى و اينكه تا چه حد با واقعيت كتابت آن زمان مطابقت دارد ، حكم داد ، زيرا كه ما از آن زمان اخبار اندكى در دست داريم ولى ملاحظه سخن دانى - اگر آن گونه كه ما
هامش
( 1 ) همان ، ص 117 - 116 ( 2 ) به نظر مىرسد كه باقلانى هم گفته عثمان را درباره قبيلهء ثقيف هذيل قريب به آنچه كه دانى گفته فهميده است . او در كتاب الانتصار ( بنگريد به احمد بن مبارك : الابريز ، ص 55 ) اظهار داشته است : « منظور عثمان از اين سخن - و خدا داناتر است - اين است كه قبيله ثقيف به هجاى كلمات واردتر بودند و به كتابت حروف مطابق با مخارج الفاظ عنايت بيشترى داشتند و از ديگران در اين مسأله داناتر بودند و قبيله هذيل در كلام خود همزه را بيشتر به كار مىبردند و آن را آشكار مىكردند و چون همزه آشكار شود و املاء كننده به روشنى آن را تلفظ كند ، كاتب آن را مىشنود و مطابق تلفظ مىنويسد و پس از اين مرحله خواننده مختار است كه همزه را نرم بگويد و مطابق لهجه قريش آن را ساقط كند و يا اينكه آن را مطابق لهجه هذيل آشكار سازد »