آمده :
تمت عقيلة اتراب القصائد فى * اسنى المقاصد للرسم الذى بهرا
تسعون مع مئتين مع ثمانية * ابياتها ينتظمن الدرّ و الدّررا
و مطلع قصيده چنين است :
الحمد للّه موصولا كما امرا * مباركا طيبا يستنزل الدّررا
قصيدهء « العقيله » به همان گونه مورد توجه قرار گرفته كه قصيده ديگر شاطبى مورد توجه بوده كه در آن ، كتاب « التيسير فى القراءاتالسبع » نوشته دانى به نظم درآمده و « حرز الامانى و وجه التهانى » نام دارد و به شاطبيه معروف است « 1 » . علما و مدرسان به اين دو قصيده اهميت زياد دادهاند و شرحهاى متعددى بر « العقليه » كه گاهى « الرائية » ناميده مىشود ، نوشته شده ، ونخستين شرح ، شرح شاگرد شاطبى ، امام علم الدين سخاوى است و شرح نويسى بر اين قصيده تا عصر حاضر ادامه يافته است « 2 » .
برهان الدين ابراهيم بن عمر جعبرى ( متوفى 732 ه ) به استقبال شاطبى رفته و قصيده لاميهاى درباره رسم سروده است كه تعداد ابيات آن دويست و هفده بيت است و آن را « روضة الطرائف فى رسم المصاحف » ناميده است « 3 » و خود وى اشاره كرده به اينكه در اين
هامش
سيصد بيت است كه يك بيت در نسخه چاپ افزودهشده است . به گونهاى كه در دو نسخه خطى كه در دار الكتب المصريه به شماره « قرائات 29 ق ، و ( قرائات 30 ق ) محفوظ مىباشد ، آمده است .
( 1 ) . بنگريد به : ابن الجزرى : غاية النهاية ، ج 2 ، ص 22 .
( 2 ) . نخستين شرح از آن علم الدين سخاوى ( متوفى 243 است سپس ابوبكر بن ابى محمد عبد اللّه مشهور به لبيب آن را شرح كرده و نيز حصارى شاگرد سخاوى و ابن جباره احمد بن محمد بن عبد المولى المقدسى الحنبلى ( متوفى 728 ه ) شرح كردهاند و شرح جامعى هم از برهان الدين ابو اسحاق ابراهيم بن عمر جعبرى ( متوفى 732 ه ) در دست است و نيز آن را ابو البقاء على بن عثمان بن القاصح ( متوفى 801 ه ) شرح كرده و تا آنجا كه ما مىدانيم شرح او تنها شرح است كه چاپ شده است و نام آن « تلخيص الفوائد و تقريب المتباعد » مىباشد . سپس اين قصيده را ملا على قارى ( متوفى 1014 ) شرح نموده است . اوّلين شرحى كه در عصر حاضر بر اين قصيده نوشته شده است ، شرح علّامه روسى مسلمان موسى جار اللّه رستوفدونى ( متوفى 1368 ه / 1949 م ) است . شرحهاى ديگرى نيز وجود دارد كه بعضى از آنها به عالم معينى نسبت داده شده و بعضى به كسى نسبت داده نشده است ( نامهاى بعضى اين شروح را در : حاجى خليفه ، ج 2 ، ستون 1159 ملاحظه فرماييد .
از شروح ياد شده نسخههاى خطى متعددى در كتابخانههاى ميراث اسلامى معروف ، موجود است ، اگر بخواهيم به اين شروح اشاره كنيم سخن به درازا مىكشد بدون آنكه نيازى به آن باشد .
( 3 ) . يك نسخه خطى از آن در دار الكتب به شماره ( تيمور 571 تفسير ) موجود است .