يك حرف از حروف هفتگانه كه قرآن مطابق آنها نازل شده يعنى با يك لهجه و يك قرائت نوشته شده است . « 1 » ولى با طبرى در فهم معناى حروف هفتگانه مخالف است و حق با اوست . به نظر مكى حروف هفتگانه همان وجوه قرائات مختلفه است خواه صورت و خط تغيير يابد همان گونه كه طبرى مىگفت ، يا اختلاف شامل تغيير حركتها و اختلاف حروف هم باشد به گونهاى كه صورتهاى كلمات و ترتيب آنها تغيير نيابد ، و بدينسان مكى معتقد است كه هر قرائتى كه موافق با خط مصحف باشد ، داخل در حروف هفتگانه است ، و او در فهم رابطه ميان قرائتها و حروف هفتگانه ، تقريبا متفرد است و اين مطلبى است كه اندكى بعد به آن اشاره خواهيم كرد و در فصل بعدى آن را تفصيل خواهيم داد .
اگر مصحف عثمانى بر اساس يك حرف و يك قرائت نوشته شده باشد ، آيا مىتوان گفت قرائتى كه در آن خط مصحف عثمانى رعايت شده ، از قرائتهاى متواتر است يا نه « 2 » ؟
برداشت ما اين است كه مصحف عثمانى در زمان نسخه بردارى آن به همان گونه كه نوشته شده بود خوانده مىشد و رسم آن رعايت مىشد و آن همان قرائت مشهور در آن زمان بود . « 3 »
هامش
( 1 ) الابانه ، ص 3 درباره اين نظريه رجوع شود به : ابن عبد البر ، ج 2 ، ص 539 و ابن كثير ، ص 32 .
( 2 ) بنگريد به : محمد طاهر الكردى : تاريخ القرآن ، ص 112 .
( 3 ) روايتها ، ويژگيهاى قرائت و يا لهجهاى را كه قرآن بر آن اساس نازل شده و يا مصحف طبق آن نوشته شده است ، تعيين نمىكند و آيات قرآنى صراحت دارند كه قرآن به زبان عربى روشن نازل شده و از لحاظ وجوه اعراب و اشتمال بر الفاظ غريب و معانى همانند كلام عربى است . ( ابو عبيد معمر بن مثنى : مجاز القرآن ط 1 ، قاهره ، مكتبة الخانجى 1954 ، ج 1 ، ص 8 و نيز بنگريد به : ص 17 ) و كلمه « عربى » كه به عنوان وصف قرآن در آيات متعددى آمده ( قرآنا عربيا ) و ( بلسان عربى مبين ) لهجه واحدى از لهجههاى عربى را تعيين نمىكند ( دكتر جواد على : لهجة القرآن الكريم ، ص 270 ) پيش از اين روايت بخارى را نقل كرديم كه در آن آمده بود : « عثمان به سه نفر گروه قريشى گفت : وقتى شما با زيد بن ثابت در جايى از قرآن اختلاف پيدا كرديد ، آن را با زبان قريش بنويسيد چون قرآن به زبان آنها نازل شده است » و در روايت ديگر بخارى ( ج 6 ، ص 224 ) آمده : « اگر شما با زيد بن ثابت در يك كلمه عربى از قرآن اختلاف پيدا كرديد ، آن را با زبان قريش بنويسيد چون قرآن به زبان آنها نازل شده است » همچنين اين روايت كه آنها در كلمه « تابوت » اختلاف كردند و آن را طبق لهجه قريش با تاء نوشتند ، گذشت .
در اينجا روايتهايى وجود دارد كه از عمر بن خطاب و عثمان بن عفان و عبد اللّه بن مسعود نقل شده و آنها بر لزوم انتخاب كاتبان مصاحف از قبيله مضر و قريش و يا ثقيف تاكيد داشتند . ابوبكر بن ابى داود پس از نقل اين اخبار مىگويد : « اين به خاطر لهجههاست » ( المصاحف ، ص 11 و 26 و 135 و ابن فارس ، ص 28 ) از تأكيدى كه بر زبان قريش شده و اينكه بايد كاتبان از قريش باشند ، فهميده مىشود كه رخصت حروف هفتگانه در تدوين متنى قرآن تأثيرى نداشته است و اين احتمال هم داده